تبلیغات
جوانرود سیتی

جوانرود سیتی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


موقعیت جغرافیایی :

شهرستان جوانرود درشمال غربی استان كرمانشاه واقع شده است كه 87 كیلو متر با مركز استان فاصله دازد ، از غرب به شهرستان ثلاث باباجانی و كشور عراق و از شمال به شهرستان پاوه و از جنوب به شهرستانهای اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب و از شرق به شهرستان های روانسر وكامیاران محدود می شود .

پیشینه تاریخی :

شهرستان جوانروددر حد فاصل فلات ایران و جلگه بین النهرین قرار گرفته است، یعنی پل ارتباطی تمدنهای ایرانی و تمدنهای باستانی بین النهرین بوده است .بعد از ورود آریاییها در حدود 3 هزار سال پیش، غرب استان كرمانشاه مورد توجه خاص دامداران ماد قرار گرفت و 2700 سال پیش با غلبه بر حكومت آشور و فتح نینوا به غارت حكومتهای بین النهرین دربرهه ای از زمان خاتمه دادندو در دوره های بعد نیز بعلت شرایط مناسب طبیعی همواره مورد توجه ایلات و طوایف كرد بوده است و بعنوان یكی از بخشهای تابعه سنندج تحت حاكمیت حكمرانان كردستان قرار داشته است. قلعه جوانرود و امان اله خان والی كردستان در سال 1224 هجری قمری برابر با سال 1188 هجری شمسی یعنی در حدود 193 سال پیش و از آن زمــان بــه بعــد اهمیت ژئو پو لتیكی و اجتماعی جوانرودفزونی یافت. ایل جاف جوانرود هیچگاه حاكمیت مطلق حكومت شاهان ستمگررا قبول نكردند. جنگ عشایر جوانرود در دوران رضا خان با دستگیری و زندانی كردن رؤسای منطقه در سال 1310نشانی از مبارزات خونبار مردم این دیار در زمان ستم شاهی است. مردم غیرتمند شهرستان جوانرود در طول جنگ تحمیلی ضمن حضور فعال در دفاع از میهن، صدها نفر شهید و جانباز را تقدیم انقلاب اسلامی خود كرده اند. جوانرود در سال 1368 به مركز شهرستان انتخاب گردید و از شهرستان پاوه تفكیك شدو دارای بخشهای مركزی وشروینه میباشد و جمعیت شهرستان 99205 نفر می باشد كه حدود 60% شهری و 40% روستایی است.

مذهبی و فرهنگی :

 تمام مردم شهرستان جوانرود مسلمان ، اهل سنت و شافعی مذهب هستند ، این مردم به زبان كــردی و لهجه جافی صحبت می كنند . شهرستان جوانرود در مجموع یك چشم انداز طبیعی محسوب می شود كه ویژگیهای خاص خود را دارد كه با این حال از چشمه شفا بخش ریزه بعنوان چشم انداز طبیعی می تواند مورد توجه قرار گیرد. چشم اندازهای فرهنگی معمولاً در مقیاس محلی و منطقه ای قرار دارندو اماكنی همچون نظرگاه شیخ عبدالقادر (ریزه) ،سلطان شیخ مراد ( روستای كانی گل ) روستای دولت آباد به عنوان یك حوزه علمی سنتی از چشم اندارهای فرهنگی این شهرستان محسوب می شوند.

وضعیت اقتصادی:

كل اراضی شهرستان جوانرود 75697 هكتار بوده كه از این میزان 9656 هكتار آن آبی و مابقی دیم می باشد ، بعلت ورودی شیخ صالح و انجام واردات و صادرات همچنین رفت و آمد مسافرین به این شهرستان به خاطر وجودبازارچه مرزی طی چند ساله اخیر از نظر اقتصادی تغییرات زیادی در منطقه روی داده است ووضعیت اقتصادی مردم خوب شده است.


[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 09:26 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

در ادبیات سیاسی نوین، واژه‌ی «امت» معنای مشخصی دارد که بر اساس آن‌چه در آثار و تولیدات فکری می‌بینیم، به پژوهش پیرامون نژاد‌ها و ملت‌ها از لحاظ پیدایش، پیشرفت، شرایط، ویژگی‌ها و تقسیماتشان می‌پردازد. 

اما در آثار قدیم عربی اسلامی، «امت» به جماعتی گفته می‌شد که بر پایه‌ی برخی روابط و پیوند‌ها و بدون در نظر گرفتن نوع این روابط و پیوند‌ها، با هم ارتباط دارند.

در مثال، کسانی را که موسی (ع) بر سر چاه آب در سرزمین مدین دید، یک امت بودند: «و لما ورد ماء مدین وجد علیه أمة من الناس یسقون» (قصص/۲۳)، یا هیأت، شورا یا حزبی که برای انجام فرض کفایی امر به معروف و نهی از منکر اقدام می‌کند، یک امت هستند: «ولتکن منکم أمة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون» (آل عمران/۱۰۴). 

همه‌ی پیروان رسالت‌های آسمانی در طول تاریخ از دوران آدم (ع) تا بعثت محمد (ص) با وجود تنوع در شریعت‌هایشان، یک امت الهی مشترک تشکیل داده‌اند: «وإن هذه أمتکم أمة واحدة و انا ربکم فاعبدون» (انبیاء/۹۲). 

در ادبیات سیاسی عصر نبوت نیز استفاده از اصطلاح «امت» نزدیک به استعمال قرآنی آن است؛ گرچه دارای چند معنا و شاخصه بود، ولی در موارد بسیاری این اصطلاح یک گونه به کار می‌رفت. وقتی نخستین قانون اساسی اولین حکومت عرب‌های مسلمان را در یثرب (مدینه‌ی منوره) پس از هجرت رسول‌الله (ص) از مکه به مدینه مطالعه کنیم، درمی‌یابیم این قانون، که منابع تاریخی و میراثی آن را صحیفه یا کتاب نامیده‌اند، واژه‌ی امت را گاهی در عرصه‌ی دین و گاهی در زمینه‌ی سیاست به کار برده است، ولی در‌‌ همان معنای جماعت. شهروندان این دولت نوپا از مهاجران عرب مکه و انصار مدینه یا‌‌ همان قبایل ساکن در یثرب همانند اوس و خزرج و هم‌پیمانانشان تشکیل شده بود. 

هنگامی که رسول‌الله (ص) مهاجرت کرد، هنوز همه‌ی قبایل یثرب، اسلام را نپذیرفته بودند، ولی او این حکومت را پایه گذاشت و این قانون را تدوین نمود. آنان که مسلمان شده بودند، انصار نامیده شدند و با مهاجران، امتِ دین جدید را تشکیل دادند. با اینکه بخش‌هایی از قبایل یثرب بر آیین یهودیت باقی ماندند و اهل کتاب نام گرفتند، ولی در چارچوب «شهروندی» بخشی از «امت دین واسلام» و تابع دولت عربی نوپا گردیدند و با هم «امت سیاست» را تشکیل دادند. از همین جاست که می‌بینیم ـ آن گونه که ابن هشام در کتاب سیرت خویش نقل کرده است ـ این قانون، انصار و مهاجران را یک امت می‌داند که روابط، حقوق و وظایف برابری دارند. هم‌چنین مشاهده می‌کنیم که این قانون، مؤمنان و یهودیان را یک امت می‌داند که بی‌توجه به اختلافات دینیشان، امت سیاست و رعیت دولت هستند؛ «مؤمنان دینشان را دارند و یهودیان دین‌ خود را، و همگی در نیکی و یاری برابرند». 

شایسته است به یاد آوریم آن تسامح و تساهلی که پیامبر دین اسلام آن را به شکلی انحصاری تأیید، تدوین و اجرا نمود، حتی در آن زود هنگام که خطرات بسیاری او و خانواده‌اش را فراگرفته بود. فرا‌تر از این، باید توجه کرد آن یهودیانی که با مؤمنان در یثرب امت سیاست و شهروندی حکومت جدید و نوپا را تشکیل دادند،‌‌ همان عرب‌هایی بودند که پیش از اسلام به آیین یهودیت درآمده بودند. منظور‌‌ همان کسانی است که از اوس و خزرج به یهودیت پیوستند. اینان از نظر نژادی عرب بودند، نه آن عبری‌هایی که قبایلشان بیرون از یثرب سکونت داشتند و در ائتلاف با عرب یثرب درآمدند. از طریق این گونه ائتلاف‌ها بود که قانون اسلامی، یهودیان عبری را در مجموعه حقوق و وظایف قرار داد و این ادامه داشت تا هنگامی که خیانت کردند و در طی جنگ احزاب با مشرکان قریشی هم دست شده و دسیسه کردند و این شرافت را از دست دادند. و پس از آن هیچ پیوندی با مسلمانان نداشتند و از دایره‌ی امت سیاست و شهروندی خارج شدند، همان‌گونه که در اصل بخشی از امت دین هم نبودند. 

 

بدین گونه می‌بینیم اصطلاح یکی است، ولی محتوا متعدد می‌باشد و با تحولات زمانه، معنا و مضمون توسعه می‌یابد، حتی واژه‌ی «امت» در قرآن گاهی به معنای دین، گاهی بخشی از مردم و در مواردی به معنای وقت و زمانه است. امری که می‌گوید زمینه‌ی ورود یک اصطلاح، دلیلی برای تعیین معنای مراد آن است
[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می‌برند


[ دوشنبه 3 آذر 1393 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
 
همه ما سعی می‌کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش می‌کنیم که گاهی بزرگترین درس‌های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می‌شوند.
 
مثلاً مورچه‌ها را در نظر بگیرید. آیا باور می‌کنید که این موجودات کوچک می‌توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟
 
از رفتار مورچه‌ها می‌توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می‌کنند.
 
1. مورچه‌ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده‌اید که چطور مورچه‌ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی‌ایستد و گیج نمی‌ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی‌دارد و عقب نمی‌کشد.
 
همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه‌های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.
 
2. مورچه‌ها همه تابستان به فکر زمستان هستند. داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه‌ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند—درحالیکه گنجشک برای خود خوش می‌گذراند. مورچه‌ها می‌دانند که تابستان—اوقات خوش—برای همیشه نمی‌ماند. بالاخره زمستان می‌آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می‌شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچوقت زندگیتان با شکست روبه‌رو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس‌انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.
 
3. مورچه‌ها همه زمستان به فکر تابستان هستند. وقتی با سرمای طاقت‌فرسای زمستان مواجه می‌شوند، همیشه به خودشان یادآور می‌شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می‌رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه‌ها بیرون می‌آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می‌کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می‌گذرد. اوقات خوش فرا می‌رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکری مثبت به زندگی داشته باشید.
 
4. مورچه‌ها هرچه از توانشان برمی‌آید را انجام می‌دهند. مورچه‌ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می‌کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دستتان برمی‌آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی‌کشد و به این فکر نمی‌کند که چرا باید اینقدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی‌کند. آنها فقط سهمشان را از کار انجام می‌دهند. موقیت و خوشبختی معمولاً درنتیجه 100% به دست می‌آید—یعنی همه آنچه که در توان دارید را به کار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می‌بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می‌کشند.
 
پس:
 
1) عقب نکشید.
 
2) به فکر آینده باشید.
 
3) مثبت‌اندیش باشید.
 
4) تا منتهای توان خود تلاش کنید.
 
و یک درس دیگر هم هست که می‌توانید از مورچه‌ها یاد بگیرید. آیا می‌دانستید که مورچه‌ها می‌توانند شیئی با 20 برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می‌توانیم سختی‌ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتیتان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می‌توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!

[ چهارشنبه 21 آبان 1393 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]


( اعزام مسلمانان برای ابلاغ رسالت از طرف آن حضرت صلی الله علیه و سلم)
بسم الله الرحمن الرحیم : الحمدلله رب ا...لعالمین و صلاه و سلام علی نبینا محمد صلی الله علیه و سلم. دوستان عزیز به ادامه درس های از اخلاق آن حضرت صلی الله علیه و سلم امروز راجع به اعزام مسلمانان از طرف ایشان به مناطق مختلف صحبتی داریم.

ابن ابی عاصم به روایت از احنف آورده است : (در زمان عثمان رض مشغول طواف کعبه بودم. مردی از بنی لیث دستم را گرفت و گفت: تو را مژده ندهم؟ گفتم بلی.گفت آیا یادت هست که پیامبر اکرم اسلام مرا به سوی قوم شما فرستاد و من اسلام را بر آنان عرضه داشتم و آنان را به اسلام دعوت کردم و شما گفتید: شما ما را به خیر میخوانید و بدان فرمان میدهید و پیامبر اسلام هم مارا به خیر میخواند، خبر به پیامبر اکرم اسلام رسید پس فرمودند؛ یا الله! احنف را ببخشای

دارقطنی به روایت از ابن عمر رض آورده است : ((پیامبر اکرم اسلام عبدالرحمن بن عوف را فراخواند و فرمود:آماده باش که شما را در راس گردانی به ماموریت می فرستم. عبدالرحمن و یاران او بیرون رفتند تا به دومه الجندل رسیدند. مردم آنجا را به مدت سه روز به اسلام فراخواندند، روز سوم: اصبغ بن عمرو کلبی که مسیحی بود، مسلمان شد او رئیس قوم بود. عبدالرحمن نامه ی برای پیامبر اکرم اسلام نوشت و به وسیله ی مردی بنام رافع بن مکیث فرستاد و ماجرا را در آن شرح داد. پیامبر اکرم اسلام در پاسخ نوشت: با دخترش ازدواج کن، و او با دختر اصبغ ازدواج نمود، او همان زنی است که ابا سلمه بن عبدالرحمن از او متولد گردید....

ابن اسحاق به روایت از محمد بن عبدالرحمن تمیمی آورده است : ((پیامبر اکرم اسلام عمرو بن عاص را فرستاد که عرب ها را به اسلام فراخواند، زیرا مادر عاص از قبیله بنی بلی بود. و به دلیل رابطه خویشاوندی و الفت آن قوم، عمرو بن عاص را مامور این کار کرد)).

الله اکبر الله اکبر الله اکبر: این بود اخلاق آن حضرت صلی الله علیه و سلم در رابطه به اعزام اصحاب خویش برای دعوت به دیگران.....


[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]


بسم الله الرحمن الرحیم : الحمدلله رب العالمین و صلاه و سلام علی نبینا محمد صلی الله علیه وآله و اصحابه ...اجمعین و اما بعد. دوستان عزیز به توفیق الله سبحانه و تعالی میپردازیم به ادامه درس های از اخلاق آن حضرت صلی الله علیه و سلم.

این صفت از لوازم تبلیغ رسالت است، زیرا پیامبر اکرم اسلام دعوت خود را بر مردم عرضه میدارد و در کار تبلیغ به گفتگو با مخالفان می پردازد. یا به پرسش های پیروان خویش پاسخ میدهد و یا به اعتراضات و انتقادات شکاکان جواب میدهد، پس باید هوشیار باشد و از نیروی بیان و حاضر جوابی برخوردار باشد. تا شبهات دیگران را درهم بشکند و برایشان حجتی را باقی نگذارد. زیرا اگر مخالفان دلیل داشته باشند چیره شدن بر افکارشان ناممکن است و این همان مقتضای فرموده الهی است: النساء 165:- (پیامبرانی مژده دهنده و هشدار دهنده تا برای مردم حجتی بر الله باقی نماند).

با بررسی از زندگی پیامبر اکرم اسلام: در میابیم که ایشان در هر کاری الگو و نمونه استند. و در هر چیزی در بالاترین درجه قرار دارند و ثابت میشود که دعوت ایشان بی تردید حق است.
برای توضیح این جنبه ها نمونه های از گفتگوی ایشان را به تحریر میداریم...

عبدالله بن احمد به روایت از سعید بن راشد:
( تنوخی را که فرستاده ی هراکلیوس به خدمت رسول الله بود، در حمص دیدم او همسایه ام بود. پیری کهنسال که در شرف مرگ قرار داشت، به او گفتم:آیا از نامه هراکلیوس به رسول الله و نامه ای ایشان به هراکلیوس مرا آگاه نمی کنی؟ گفت؛ آری و داستان را بگو کرد...
نامه ی هراکلیوس را نزد رسول الله بردم، ایشان در تبرک ودر میان یارانش در کنار ابی بود که من خدمت ایشان رسیدم.
گفتم:صاحب تان کجا است؟
گفته شد: ایشان استند. به سوی او رفتم و رو به روی ایشان نشستم، نامه را تقدیم کردم، آن را کنار خویش گذاشت و فرمودند : از کجایی؟ گفتم؛ من تنوخی هستم. فرمودند : آیا گرایش به آیین حنیف ابراهیم داری؟ گفتم: من فرستاده ی قومی استم، از آیین خود بر نمی گردم تا بسوی آنان بازگردم. سپس پیامبر اکرم اسلام این سخنان را به زبان آوردند (ای پیامبر هر کس را که دوست داری نمیتوانی هدایت کنی، اما این الله است که هرکس را بخواهد هدایت میکند، و او بهتر می داند که چه کسی هدایت میشود).
تنوخی گوید: سپس نامه هراکلیوس را به مردی داد که در سمت راست او نشسته بود:گفتم اینکه نامه را میخواند کیست؟ گفتند:معاویه. در نامه هراکلیوس آمده بود؛ ای محمد! مرا به بهشتی فرا میخوانی که پهنای آن آسمان ها و زمین را شامل میگردد و برای پرهیزگاران مهیا شده است، پس دوزخ در کجا است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: سبحان الله چون روز می رود شب کجا است؟)
الله اکبر الله اکبر الله اکبر


[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

(( از حرف های گهربار آن حضرت صلی الله علیه وآله و اصحابه))

رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند:-(سه کس را الله دوست میدارد، و بر سه کس خشم میگیرد.
اما سه ...کسی را که دوست میدارد: کسیکه به نزد قومی میرود و چیزی بنام الله میخواهد و نه بنام خویشاوندی، ولی آنان خواسته اش را نمی پذیرند، اما یکی از آنها از آن قوم تخلف میکند و به طور پنهانی که هیچ کس جز الله نمی داند، نیاز آن کس را بر آورده میسازد. این شخص را الله دوست میدارد. دیگر آنکه گروهی شب راه می پیمایند تا که خواب برآنان غلبه میکند و از هر چیزی برایشان خواب دوست داشتنی تر است، پس برای استراحت فرود میآیند. اما یکی از آنان به ذکر و تلاوت آیات الهی مشغول میگردد، این کس را الله دوست میدارد. سوم کسی که در گردانی برای جهاد میرود، با دشمنان رو به رو میگردد، گردان دچار شکست میگردد، اما او سینه اش را سپر میکند تا کشته میشود و یا الله فتح را به او ارزانی میکند، این کس را هم الله دوست میدارد. اما سه کسی که الله از آنها نفرت دارد.
اول...کهن سال زناکار
دوم...فقیر متکبر
سوم...سرمایه دار ستمگر..

رسول الله صلی الله علیه وآله و اصحابه اجمعین می فرمایند :((الله متعال در روز قیامت میفرماید: ای فرزند آدم! بیمار شدم به عیادت من نیامدی؟ بنده میگوید: پروردگارا! چگونه تو را عیادت میکردم، در صورتیکه تو پرودگار جهانیان استی هستی؟ میفرماید: آیا ندانستی که فلان بنده ام بیمار است و به عیادت او نرفتی؟آیا نمی دانستی اگر به عیادت او رفته بودی، مرا در نزد او میافتی.
ای فرزند آدم! از تو غذا خواستم، مرا غذا ندادی، گوید: پروردگارا! چگونه تو را غذا میدادم و تو پروردگار جهانیان استی؟میفرماید: فلان بنده ام از تو غذا خواست، به او غذا ندادی، آیا نمی دانستی اگر او را غذا میدادی، مرا در نزد او میافتی. ای فرزند آدم! از تو آب خواستم مر آب ندادی. گوید: پروردگارا! چگونه تو را آب میدادم که تو پرودگار جهانیان استی؟ میگوید:فلان بنده ام از تو آب خواست او را آب ندادی. آیا نمی دانستی اگر او را آب میدادی مرا در نزد او میافتی)).


[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

زخم معده به جراحات دردناکی گفته می شود که در جداره داخلی معده و یا قسمت آغازین روده کوچک که اثنی عشر نامیده می شود وجود دارد...

علائم ابتلا به ز...خم معده چیست؟

به طور کلی از جمله علائم زخم معده می توان به موراد ذیل اشاره کرد:
درد مالشی یا سوزشی در قسمت میانی یا بالایی معده در فواصل وعده های غذایی یا به هنگام شب
نفخ
سوزش معده
تهوع یا استفراغ در موارد حاد ممکن است علائم زیر نیز وجود داشته باشد:
مدفوع سیاه یا تیره (به دلیل خونریزی)
بالا آوردن خون (که ممکن است شبیه به تفاله قهوه باشد)
کاهش وزن
درد شدید در ناحیه میانی یا بالایی معده

درمان زخم معده :

درمان زخم معده روش های متعددی دارد. از جمله:
-تغییر سبک زندگی
-محدود کردن مصرف لبنیات
-استفاده از داروهای مناسب
-انجام عمل جراحی.

[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 10:48 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

حکمت تکاندن بستر ( رختخواب قبل از خواب)

:بسیاری ازمردم سنت سه بارتکاندن تشک راقبل ازخواب ترک میکنند؛اما برای چه تکاندن تشک وچرا..!؟ این همان چیزی است که ما آن را به شما تقدیم میکنیم:دراین جا اعجازعلمی است که دانشمندان غرب نیز بدان دست یافته اند همانا هنگامی که انسان میخوابدسلولهایی درجسمش می میرندوبربسترمی افتندوهنگامی که انسان بیدارمیشودآن سلولهای مرده بربستر باقی می مانندوآنها طوری اندکه باچشم غیرمسلح قابل رویت نیستندوآنگاه که انسان مجددا برآن بسترمیخوابدآن سلولها اک...سیدشده وواردجسمش میگردندوسبب بسیاری ازامراض میگردند(پناه برخدا). غربی ها جهت حل این مشکل کوشش بسیاری نمودندوبه این منظوربه شستن تشک یا روانداز با شوینده ها پرداختند اما فایده ای نداشت!!تمام شوینده هارو بکارگرفتند اما سلولها تکان نخوردند.

پس ازآن یکی ازدانشمندان غربی به سه بارتکاندن تشک پرداخت که دراین هنگام سلولها ناپدید شدند واینجا بود که اعجازعلمی سخن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روشن گردید آنجا که فرمودند:آنگاه که یکی ازشما به بسترش پناه آوردپس آن قسمت ازآن را که جسدش به آن مماس بوده است تکان دهد همانا او نمیداند چه برآن بجا نهاده است(صحیح الجامع)

بسیاری ازمردم تصورمیکنند بدین منظور تشک راتکان میدادندتا احیانا حشراتی که برآن هستند دور شوند درحالی که نمیدانند مساله بزرگترازآن چیزی است که آنها میپندارند! پس ای غرب ازتو متشکریم چرا که شما دایما عظمت این پیامبر امی رابه جهانیان ثابت می کنید درزمانی که مسلمانان ازآن غافلند”وماتورا جزرحمتی برای جهانیان نفرستادیم”


[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]


1.مردم را با لقب صدا نکنید.
2.روزانه از الله معذرت خواهی کنید.
3.الله متعال را همیشه ناظر خود ببینید....
4.لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید.
5.بدون تحقیق قضاوت نکنید، شخصی بایك چشم كور نزد تان بیاید تاجانب مقابل
نباشد قضاوت نكنید میشه كه جانب مقابل هردو چشم اش كور شده باشد،

6.اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود.
7.صدقه دهید،چشم به جیب مردم ندوزید.
8.شجاع باشید،مرگ یکبار به سراغتان می آید.
9.سعی کنید بعد از خود،نام نیک بجای بگذارید.
10.دین را زیاد سخت نگیرید.
11.با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید.
12.انتقادپذیر باشید.
13.مکار و حیله گر نباشید.
14.حامی مستضعفان باشید.
15.اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد،از او تقاضا نکنید.
16.نیکوکار بمیرید.
17.خود را نماینده الله در امر دین بدانید.
18.فحّاش و بذله گو نباشید.
19.بیشتر از طاقت خود عبادت نکنید.
20.رحم دل باشید.
21.با قرآن آشنا شوید.
22.تا میتوانید بدنبال حل گره مردم باشید.
23.شب در بستر به امور خوب فکر کنید.
24.ببخشید و از مردم درگذر شوید.
25.در تجارت خدا را مدّنظر داشته باشید.
26.ثروتمند متّقی باشید.
27.شوخی زیاد هیبت شما را از بین میبرد.
28.نگذارید ناراحتی کوچک بین شما و دوستتان طول بکشد.
29.در حالت فقر از خود غنا نشان دهید.
30.این متن را برای دوستان و آشنایانتان بفرستید.
جَزَاکُمُ اللَّه خَیْرًا


[ جمعه 9 آبان 1393 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]


تصور کن روزی که به این دنیا قدم می زاری ... تو گریه می کنی ... ولی همه با آمدن تو شاد و خوشحال هستن و به پدر و مادرت تبریک می گویند ...... در این روزها از دنیای جدیدت چیزی نمی فهمی فقط با گریه خواسته های خود را به مادرت می فهمانی..

هنگامی که به سن هفت سالگی می رسی عقربه های ساعت عمر ات شروع به حرکت می کند ... زندگی برای تو مفهوم جدیدی پیدا میکنه ... اولین روز مدرسه با شوق و شادی شروع می کنی ... و شاید یک شب به خاطر آن بیدار ماندی ... با شروع دوران مدرسه و تحصیل هر روز بر مشغلت و کارهای تو افزوده میشه ... در این فکری که این روزها را با موفقیت سپری کنی ... و درس و دانشگاه را سپری کنی تا وارد دنیای جدید شوی ... دنیایی پر از شور و شادی ... تشکیل خانواده و یافتن همسری مناسب برای خود ... هر لحظه انتظار روز عروسی را می کشی ... این روزهای پر از شادی نیز با تولد فرزند شیرین تر می شود ... تو و همسرت با تولد این نوزاد خوشحال می شوید و خاطرات کودکانه تان زنده می شود .. مسئولیت دیگه چندین برابر شده ... باید نقش مهمی در تربیت فرزندان ایفا کنی ...

روزها سپری می شود ... و فرزندان بزرگ می شوند ... عقربه های عمرت با سرعت بیشتر حرکت می کنه ... ... قدرت و توان جوانی ات کاهش می یابه ... بیماری ها از هر طرف به تو هجوم می آورن ... و موهای سرت سفید میشه ... وکمرت خم شده ... و قدم ها بر تو سنگینی میکنه... عقربه ها برای تو با سرعت بیشتر به حرکت در آمدن ... و این روزها تو را به یاد پدر و مادرت می اندازد...

در این روزها عقربه های ساعت عمر ات هر لحظه ممکنه بایستن ... هر لحظه انتظار سفر از این دنیا را می کشی ... از این دنیا به دنیای آخرت ... بالاخره عقربه های عمرت از حرکت باز می ایستن ... و اینجا زندگی دیگه برای تو شروع میشه ... در آنجا از زندگی دنیا خبری نیست ... از خانه و خانواده خبری نیست ... فرزندی نیست و دوست و غمخواری برای تو وجود نداره ... و در آنجا فقط از کار نیک ات می پرسند..

آیا نماز خواندی؟

آیا روزه گرفتی؟

آیا زکات دادی؟

آیا حج ادا کردی؟

آیا صدقه دادی؟

و آیا ........ وآیا............ و آیا .....؟؟؟

آن وقت خواهی دانست همه ثانیه های عمرت بسیار ارزشمند بوده ...و در برابر همه آنها باید پاسخگوی پروردگارت باشی

آری ... اینگونه زندگی دنیا برای انسان ها سپری میشه ... بسیار کوتاه و زودگذر ...

پس بیاییم از فرصت های باقی مانده برای خوشنودی پروردگارمان استفاده کنیم ...

بیاییم با طاعت پروردگار به زندگی مان روشنایی بخشیم ...


[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه...‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب های خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد آن کارمند آن پولها را برای پیرزن فرستاد …
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!…

[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 12:51 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]


می دانیم که آغاز تاریخ را از یک حادثه مهم شروع می کنند . در شبه جزیره عربستان چون دین خاصی نبود لذا تاریخ درستی نداشتند پس از ...آنکه ابرهه با لشکرش در کنار مکه بوسیله پرندگاه آسمانی مورد حمله قرار گرفت چون حادثه مهمی بود لذا عربها این را تاریخ قرار دادند و از آن به بعد مثلا می گفتند فلان مسئله دو سال بعد از سال فیل اتفاق افتاد سال فیل را عام الفیل می گفتند.
ابتدای اسلام زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بودند فرصتی پیش نیامد که روی تاریخ فکر کنند.
بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمان حضرت عمر بود که ایشان به فکر افتادند باید تاریخی اسلامی درست کنند حضرت عمر اصحاب بزرگ پیامبر خدا را جمع نموده و در این مورد مشوره کردند که کدام حادثه مهم زمان رسول خدا را مبدا تاریخ قرار دهند بطور مثال : تولد پیامبر - جنگ بدر و...
نظر همه اصحاب پیامبر این بود که بزرگترین حادثه و اتفاق هجرت پیامبر از مکه به مدینه است وقتی نظر همه متفق شد لذا هجرت پیامبر را آغاز تاریخ اسلامی قرار دادند .
سال هجری بر دو قسم است یکی هجری شمسی که تنها در ایران استفاده می شود و دیگری هجری قمری که در بیشتر کشورهای عربی استفاده می شود.
وقتی می گوییم سال 1387 یعنی 1387 سال از هجرت پیامبر خدا گذشته است.
از اول ماه محرم سال هجری عوض می شود . دو سه روز آینده سال هجری قمری عوض می شود و سال جدید از راه می رسد.
الان سال 1435 است بعد از تحویل سال 1436 آغاز می شود.
سال نو بر همه بندگان خوب خدا مبارک باد

حوادث ماه محرم

اول این ماه حضرت عمر رضی الله عنه دومین جانشین رسول خدا به شهادت رسیده است.
در دهم این ماه حضرت حسین رضی الله عنه به شهادت رسیده است.
این حوادث مهم به مسلمانان این نکته را یاد آوری می کنند که زندگی یک مسلمان باید با جهاد و شهادت همراه باشد . حضرت حسین رضی الله عنه در مورد تعریف زندگی فرمودند: ان الحیاه عقیده و جهاد . زندگی یعنی عقیده و جهاد .


[ چهارشنبه 30 مهر 1393 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
ده موردازبهترین دکترهادرجهان:
1-قرآن کریم
2-آب نوشیدن زیاد
3-خواب کافی درشب
4-هوای آزادوپاک...
5-روزی نیم ساعت پیاده روی
6-خوردن غذای سالم وبه مقدار
7-نورآفتاب
8-عسل
9-سیاه دانه
10-راضی بودن به قضاوقدرچه خیرش وچه شرش
ߍ0ߍ0ߍ0ߌ갟ҝߍ0ߍ0ߍ
1-نفس بکش بالااله الاالله
2-نفست راسرزنش کن بااستغفرالله
3-هنگام دردکشیدن بگوالحمدلله
4-هنگام تعجب بگوسبحان الله
5-هنگام خوشحالی صلوات بررسول الله
6-هنگام ناراحتی انالله واناالیه راجعون
7-سم چشمانت رابشکن به گفتن ماشاالله تبارک الله
8-شروع کن بابسم الله
9-خاتمه بده باالحمدلله
دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی میکنی وبعدش پخش میکنی !!!
حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی..

﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.یَلِدْ.وَلَمْ.یُولَدْ.۞.وَلَمْ.یَكُن.لَّهُ.كُفُوًا.أَحَد.﴾.tt.
فکرش رابکن..
روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر میفرستادم..!

[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

١١نفری كه به بهشت نمیروندحتمابخون

1.كسانی هستندكه درحالی ازقبربلندمیشوندكه فاقددست وپاهستنداین افرادكسانی هستندكه همسایگان خودرا اذیت میكنند.

2.كسانی هستندكه درنمازغفلت وسستی میكردندودرحالی ازقبرخارج میشوندكه صورتی همانندخوك دارند.

...

3.كسانی كه زكات اموال خویش رانمیپردازنددرحالی ازقبرخارج میشوندكه شكم آنهامانندكوهان شتر وپرازمار وكژدم می باشد.

4.كسانی هستند كه مال رابرعهدوپیمان الهی ترجیع دادند درحالی ازقبرخارج میشوندكه ازدهانشان خون جاری است.
(پناه برخدا)

5.كسانی هستندكه درخفاوپنهانی گناه می كردندواز خداوند كه در هرحال ناظربیناوشنوااست نمی ترسیدند.
ودرحالی از قبر خارج میشوند كه جسم وتن آنهابادكرده وپوسیده است سبحان الله

6.كسانی هستندكه شهادت دروغ می دادنددرحالی ازقبرخارج خواهند شدكه گردنشان قطع شده است

7.كسانی هستندكه كتمان شهادت می كنندوعمدا" گواهی نمی دهنددرحالی ازقبرخارج میشوند كه ازدهانشان خون وچرك جاری است

8.گروه زناكارانی هستندكه بدون توبه وفات كردنددرحالی ازقبرخارج خواهند شد كه كورهستند.

9.كسانی هستندكه مال یتیمان رابه ناحق خورده انددرحالی ازقبرخارج میشوندكه چهره هایشان سیاه وچشمهاوشكمشان پراز آتش است.

10.كسانی هستندكه نافرمانی پدرومادررا میكنند درحالی ازقبرخارج خواهندشوندكه جسمشان گرفتاربیمارى برص وجذام شده است.

11.كسانی هستندكه شراب مینوشنددرحالی ازقبرخارج میشوندكه نابیناهستندودندانهای آنهامثل شاخ فیل ولبهای آنهابرسینه هایشان آویزان وزبان آنهابرقسمت رانهاآویزان است وازشكم آنهاكثافت بیرون می آیدالله اكبر سبحان الله

12.حضرت رسول اكرم می فرماید:گروه دوازدهم هم درحالی خارج میشوند كه چهره آنهامانندشب چهارده نورانی وازپل صراط مانندبرق مى گذرنداینهاهمان گروهی هستند كه به نمازاهتمام می ورزیدندوعمل نیك انجام میدادند

خداوند همه شماراكه این مطلب رامیخوانید وبه اشتراك میگذارید جزءگروه ١٢قراردهد
آمین


[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

مسئله تعدد زوجات، ضرورتی است که شرایط زندگی مقتضی آن میباشد وتشریع جدیدی نیست که فقط اسلام آن را آورده و ویژه اسلام باشد. هنگامیکه اسلام آمد،آنرا بدون قید و حدود وبه شکلی غیر انسانی دید و بنابراین به تنظیم و پیرایش آن پرداخت و آن را دارو ودرمانی برای بعضی از حالات اضطراری قرار داد که جامعه از آن رنج میبرد. هنگامیکه اسلام آمد مردان با ده زن و یا بیشتر و یا کم تر ازدواج میکردند. آن چنان که در حدیث غیلان آمده است که وی به هنگام اسلام آوردن، ده زن در عقد خود داشت و حد و قیدی برای آن وجود نداشت، پس اسلام آمد تا به مردان بگوید:این جا حدودی وجود دارد که تجاوز از آن حلال نیست. و آن عدد چهار است و قید و شرطی هم برای اباحه این ضرورت وجود دارد و آن رعایت عدالت در میان زنان است و اگر این امر محقق نگشت، واجب است که مرد به یک زن بسنده کند... (فواحده او ما ملکت ایمانکم)

پس تعدد زوجات، چیزی بود که ریشه در عصر های قدیم داشت و در واقع، امر برپا، اما آشفته بود و اسلام به آن نظم بخشید، تابع هوا و هوس و لذت جویی بود. اما اسلام آنرا راهی برای زندگی سرشار از فضیلت و کرامت قرار داد. حقیقتی که هر انسان باید بداند این است که اباحه تعدد زوجات، یکی از افتخارات اسلام میباشد. زیرا اسلام توانسته است که یکی از سخت ترین و پیچیده ترین مشکلاتی را که ملت ها و جوامع امروزی با آن دست و پنجه نرم میکنند، حل کنند. مشکلی که جز رجوع به حکم اسلام، راه حلی برای آن وجود ندارد.

جامعه از نگاه اسلام، مثل ترازوی است که باید برای حفظ تعادل دوکفه آن برابر باشد و برای حفظ این توازن لازم است که تعداد مردان و زنان با هم مساوی باشد.
اما اگر تعداد مردان یا زنان بیشتر از دیگری باشد، راه حل این مشکل چیست؟ هنگامیکه این توازن مختل شده، تعداد زنان چند برابر مردان می شود، چه کار کنیم؟ آیا زن را از نعمت همسری و مادری محروم سازیم و اجازه بدهیم که راه فحشا را برود مرتکب رذایل شود؟ چنانکه در اروپا این وضعیت بعد از جنگ دوم جهانی پیش آمد و تعداد زنان چند برابر مردان شد. د یا این مشکل را به شکل شریفانه و توام با فضیلت حل کنیم که با آن کرامت زن، پاکی خانواده وسلامت جامعه حفظ شود؟ فرد عاقل کدام یک را بهتر و نیکوتر می داند؟ اینکه زن را بایک پیوند مقدس همراه با زن دیگری و به یک طریق شرعی و شریف تحت سر پرستی یک مرد قرار دهیم یا اینکه او را دوست و معشوقه ی ات مرد قرار دهیم و رابطه ی میان آنها رابطه ی اگنده از گناه باشد؟
تاریخ شاهد این است که بعد از جنگ دوم جهانی در شهر مونیخ آلمان در سال 1948 کنگره بین المللی ایجاد شد و از اینکه تعداد نفوس زنان افزایش یافته بود از مردان کرده، پس در کنفرانس یاد شده مسئله تعدد زوجات را پیشنهاد کردند و عملی شد. این در حالی صورت گرفت که کلیساها و ادیان دیگر عاجز مانده بودند و اینها مجبور شدند که قوانین اسلامی را برای بهبود جامعه خود عملی کنند.
پس دوستان عزیزم انسان عاقل کمی تعقل کرده در این باره و اسلام را ملامت نخواهد کرد که برای مرد اجازه داده که بیشتر از یک زن بگیرد. این تعدد زوجات در اسلام شرایط خاص خود را دارد که قبلاً بیان شد. پس بیاید اول بدانیم و مطالعه کنیم و بعد قضاوت کنیم...


‏‎

[ شنبه 12 مهر 1393 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 121 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




Pichak go Up

Online User

تعبیر خواب آنلاین