تبلیغات
جوانرود سیتی

جوانرود سیتی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

(وَلَقَد خَلَقنا الإِنسانَ مِن سُلالةٍ مِّن طِین)(وما انسان را ازعصاره ای از گل آفریدیم)(مؤمنون آیه ی 12 )
مقدمه:حمد وستایش خاص خالقی است که همه ی انسانها را از سرشتی واحد خلق کردو اختلاف رنگ وزبان را آیت ونشانه ای برای کسانی که می اندیشند، قرار داد.
خداوند انسان را خلق کرد ودر میان ملائکه اورا ارج نهاد وبر همه ی مخلوقات برتری بخشید وچنین شد که آدم وفرزندان او ملقب به «اشرف مخلوقات »شدند. اما در میان آنان گروهی راه صواب را در پیش گرفتند وگروهی راه خطا!       (إِهدِنا صِراطَ المُستَقیم)(خدایا ما را به راه راست هدایت فرما)
1ـ خلقت انسان : خداوند به فرشتگان دستور داد که جمع شوند .فرشتگان جمع شدند ،خداوند فرمود :من می خواهم «آدم ها» را درست کنم، من آنها را دوست دارم وبه آنها دستور می دهم که کارهایی را انجام بدهند وفعالیتهایی داشته باشند که موجودات دیگر قادر به انجام آنها نیستند ، من می خواهم در زمین جانشین داشته باشم.(آیه ی 30 سوره ی بقره)


2ـ آیا ابلیس جزء فرشتگان بود؟
خداون از روی تکریم ربانی آدم را بادست خویش آفرید وفرشتگان را فرمان داد در مقابل او سجده کنند وآنها نیز به نشانه ی درود وبزرگداشت برای موجودی که پروردگار با دست خویش ساخته بود ،سجده کردند به جز ابلیس که سجده نکرد وجرأت سرپیچی از دستور را به خود داد!
پیش از بیان علت جرأت وی به عصیان، سؤالی مطرح می شود که آیا ابلیس جزء فرشتگان بود یا نه؟ خداوند تبارک وتعالی می فرماید (وچون فرشتگان را فرمودیم آدم را سجده کنید(سجده ی تعظیم وبزرگداشت نه سجده ی عبادت وپرستش) آنگاه همه سجده بردند مگر ابلیس که سرباز زدوکبر ورزید واز کافران گشت)(بقره آیه ی 34)
باتوجه به این آیه احساس می کنیم که ابلیس جزء فرشتگان بود اما اینگونه نیست! علما اتفاق نظر دارند که ابلیس حتی یک لحظه هم جزء فرشتگان نبود. او جزو جنیانی بود که در زمین سکونت داشتند ودر آن به فساد پرداختند. پروردگار با عزت فرشتگان را بر آنها مسلط ساخت وآنان را به گوشه وکنار جهان پراکنده وآواره ساختند.اما یکی از آنها فرمانبردار وپرستشگر خداوند بود ودر خونریزی ها وتباه کاریهای جنیان دخالت نداشت ، نام او ابلیس بود. فرشتگان نیز اورا با خود به آسمان بردند .او هم در همه جای آسمان سجده کرد اما ...........
جانّ ِ ابلیس از یک عیب خطرناک وکشنده که خداوند تبارک وتعالی درباره ی او می دانست (کبر وغرور )در امان نماند. قوی ترین دلیل بر اینکه ابلیس جزو ملائکه نبود این کلام خداوند است که می فرماید:
(ای پیغمبر ! آغاز آفرینش مردمان را برایشان بیان کن)آنگاه را که به فرشتگان گفتیم :برای آدم سجده کنید ،آنان همگی سجده کردند مگر ابلیس که از جنیان بودواز فرمان پروردگارش تمرد کرد)
پروردگار می توانست حضرت آدم را با«کن فیکون» بیافریند اما اورا با دست خویش آفرید واین گرامیداشتی است که ابلیس با سرپیچی از فرمان پروردگارش نتوانست به آن ضربه ای بزند .وهیچ آفریده ی دیگری نمی تواند به کرامت فرزند آدم ضربه وزیان وارد کند مگر خود انسان که با نافرمانی خداوند به کرامت خویش ضربه می زند. همچنانکه ابلیس با نپذیرفتن امر سجده خود را خوار ساخت وسزاوار طرد ولعن است.

3ـ انسان چگونه درست شد؟
خداوند فرشته ای را مأمور ساخت تا از زمین کمی خاک بیاورد سپس خاک را با کمی آب مخلوط کرده واز گل بدست آمده انسان را ساخت .پس از آن خداوند از روح خود در آن دمید وبدینسان آن جسم گلی به یک موجود جاندار که دارای روح وشعور وهمچنین توانایی های جسمی مانند خوردن،آشامیدن ،خوابیدن ،راه رفتن وغیره بود،تبدیل شد.بعد از ساخت آدم ومعرفی او به فرشته ها ،در روز جمعه به بهشت وارد شد و در آنجا سکونت کرد.
(«یادکن»آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان گفت:من آدمی از گل می آفرینم)(سوره ی ص آیه ی 71 )
(پس چون او را استوار بپرداختم ودر آن از روح خود دمیدم ،برای اوبه سجده درافتید) (سوره ی حجر آیه ی 29 )

4ـ خلقت حوا
از آنجایی که تنهایی فقط خاص ذات اقدس خداوند است وساختار انسان ها به گونه ای است که در اجتماع می توانند زندگی کنند ،آدم هم تنهایی را دوست نداشت .احساس می کرد باید کسانی مثل خودش باشند که در کنار آنها زندگی کند .آدم از خداوند خواست تا این نیازش را برآورده سازد .خداوند هم که ذات انسان را بهتر از خود او می شناسد ،حوا را بسان آدم خلق کرد تا همراه وهمنوع آدم گردد واینگونه حوا برای تنهایی آدم خلق شد.

5ـ برتری انسان بر سایر مخلوقات
وقتی انسان خوب به اطراف خودنگاه می کند وهمه ی مخلوقات را می بیند می فهمد که خداوند حکیم تمام این عالم را در اختیار انسان قرار داده است. از خورشید وماه وستارگان گرفته تاگیاه وجاندار وخاک وفلز وغیره ، علاوه بر آن خداوند به انسان قوه ی عقل وشعور داده تا بتواند راه صواب یا خطا را انتخاب کند ،که به هیچ کدام از جانداران دیگر چنین نیرویی را نبخشیده است ،واین راز برتری انسان است.

6ـ فرمان خدا
خداوند به آدم وهمسرش فرمان داد که در بهشت سکونت کنند واز نعمتهای بهشتی استفاده نمایند .تنها یک میوه را ممنوع کرد وبه آدم دستور داد به آن درخت ومیوه اش نزدیک نشوند! این بدان معنی نیست که آدم را از نعمتی محروم نمود ،بلکه این نشانه ی حکمت خداوند میباشد ! که قوه ی تصمیم گیری آدم را در بوته ی آزمایش قرار دهد تا انسان یا با فرمانبرداری ویا با توبه، رضایت خداوند را به دستآورد وجایگاه حقیقی خود را بیابد.

7ـ درخواست شیطان
وقتی خداوند به ملائکه وشیطان فرمان داد برای آدم سجده ببرند، شیطان نافرمانی کرد وگفت :چرا من که از آتش درست شده ام وبرترم برای موجودی که از خاک درست شده است ،سجده کنم ؟ واینگونه ذات خود را نشان داد واز فرمان خداوند سرپیچی نمود. پس خداوند او را از بهشت بیرون راند وتا ابد محروم نمود . شیطان بجای عذر خواهی ،لجاجت نمود واز خداوند در خواست نمود عمر اورا تا قیامت طولانی نماید وبه او نیرویی بدهد که بتواند آدم وفرزندانش را وسوسه نماید ! خداوند برای اینکه برتری انسان را به شیطان وملائکه نشان دهد ،چنین نیرویی را به شیطان داد واو وفرزندانش را لعن ونفرین کرد. شیطان هم در مقابل سوگند یاد کرد تا زمانی که یک انسان بر روی کره ی زمین باقی بماند آنها را گمراه کند وازراه خداوند باز دارد .

8ـ روی زمین آمدن آدم وحوا
شیطان وقتی دید که آدم وحوا به خوبی وخوشی در بهشت زندگی می کنند ،به آنها حسادت کرد وتصمیم گرفت آنها را وسوسه کند.خداوند نعمتهای فراوانی را در اختیار آدم وحوا قرار داده بود وتنها یک میوه را ممنوع کرده بود.شیطان که چندین بار به سراغ آنها رفت وموفق نشد، تصمیم گرفت از راه میوه ی ممنوع وارد شود .شیطان که فهمیده بود انسانها از دو چیز خوششان می آید :یکی اینکه تمام نعمتها را داشته باشند ودیگر اینکه هیچ وقت آنها را از دست ندهند. وسوسه ی جدیدی را آغاز کرد وبه آنها گفت :اگر از این درخت ممنوع میوه بخورید تمام نعمتها را به دست می آورید وهیچ وقت آنها را از دست نمی دهید.
آدم وحوا نیز فریب خورده واز آن میوه خوردندواین گونه از فرمان خدا سرپیچی کردند واز نعمتهای بهشت محروم شدند .اولین چیزی که از آنها گرفته شد ،لباس بهشتی بود.وناگهان آنها متوجه شدند که لخت وبرهنه هستند وبا اینکه تنها بودند اما احساس ناراحتی می کردند.(چون لباس زینت انسان است)پس شروع به پوشاندن خود با برگهای درختان نمودند.واز همه بدتر از بهشت رانده شدند وروی زمین افکنده شدند!

9ـ توبه
زمانی که شیطان نافرمانی کرد به جای عذر خواهی از خداوند درخواست عمر زیاد کرد تا انسانها را گمراه سازد وجایگاه خود را پستتر،اما زمانی که آدم وحوا فریب شیطان را خوردند ونافرمانی کردند ،پشیمان شدند وتوبه نمودند واز خداوند درخواست عفو وبخشش نمودند وخداوند هم آنها را بخشید .سپس برای اینکه بتوانند خود وفرزندانشان شایستگی خود را ثابت کنند آنها را در زمین سکونت داد.پس خداوند دروازه ی توبه را برای بازگشت انسانها باز نموده است تا هیچ انسانی از رحمت خداوند ناامید نشود.

10ـ سرانجام انسانها
خداوند انسانها را مختار آفریده است تا از میان راه صواب وخطا یکی را برگزینند. دنیا را با زیباییهای فراوانی آراسته است ،پس هرکس از راهنماییهای پیامبران استفاده نماید بهترین سرنوشت را برای خود رقم زده است وهرکس فریب زرق وبرق دنیا را بخورد وراه کفر وناسپاسی را برگزیند در واقع راه دوزخ وعذاب را برگزیده است.
بی شک تمام دنیا وهر آنچه در آنست برای انسان آفریده شده است به اضافه یبزرگترین نعمت یعنی عقل وشعور .بدین صورت انسان از تمام مخلوقات ممتاز وجدا گردیده است تا با استفاده از عقل وآگاهی ،دنیا را برای رسیدن به رضای خداوند به خدمت بگیرد.خداوند دوست دارد که همه ی بندگانش به سوی او رستگار بازگردند . او همه چیز را در اختیار انسان قرار داده است تا با استفاده ی صحیح از این نعمات در راه آباد کردن زمین بکوشد وشایسته ی جانشینی خداوند شود وبا انجام عبادات هم، رضایت خداوند را به دست بیاورد. پس سرنوشت خوب وبد یا همان بهشت ودوزخ را انسان خود برای خودش رقم می زند ، بیایید آگاهانه مسیر زندگی خود را تعیین کنیم واز خداوند یاری بخواهیم که ما را به راه راست هدایت بفرماید. آمین یا رب العالمین

سخن پایانی:
وقتی به انسانهای اطرافم نگاه می کردم از عبادت عده ای وعبادت نکردن عده ای دیگر تعجب می کردم !خودم هم به این فکر فرو می رفتم که چرا خداوند انسانها را آفریده است ؟ کم کم فهمیدم خداوند مارا برای عبادت کردن آفریده تا به اینصورت شکر نعمتها را به جا آوریم ورضایت او را هم به دست آوریم.تصمیم گرفتم قرآن را که برنامه ی هدایت از طرف خداوند است را حفظ کنم.تا راه رسیدن به خدا را بهتر بشناسم .وقتی داستانهای قرآنی را می خواندم تلاش انسانهای خوب برایم خیلی جالب بود،من هم تصمیم گرفتم تلاش بیشتری داشته باشم ودیگران را همبه سوی خداوند دعوت کنموبهترین راه را نوشتن داستانهای قرآنی دانستم .به امید اینکه هر کس این داستانها را می خواند جزو ایمانداران قرار بگیرد وبرای من هم دعا کند.
دلم می خواهد کمی در مورد پدرم هم صحبت کنم .او کسی است که وجودش باعث شد افکار من به این صورت شکل بگیرد من به پدر دلسوز ومهربانم افتخار می کنم که عمرش را تا این زمان وقف دین نموده ودر راه خدا خالصانه گام برداشته است.
از همه ی مربیان ودوستان عزیزم در مرکز حفظ هم تشکر می کنم وامیدوارم خداوند در رحمت وبخشایش خود را بر روی همه ی ما بگشاید وما را در زمره ی بندگان صالح خویش قرار  دهد.

[ شنبه 6 تیر 1394 ] [ 12:56 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




Pichak go Up

Online User

تعبیر خواب آنلاین