تبلیغات
جوانرود سیتی

جوانرود سیتی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


می دانیم که آغاز تاریخ را از یک حادثه مهم شروع می کنند . در شبه جزیره عربستان چون دین خاصی نبود لذا تاریخ درستی نداشتند پس از ...آنکه ابرهه با لشکرش در کنار مکه بوسیله پرندگاه آسمانی مورد حمله قرار گرفت چون حادثه مهمی بود لذا عربها این را تاریخ قرار دادند و از آن به بعد مثلا می گفتند فلان مسئله دو سال بعد از سال فیل اتفاق افتاد سال فیل را عام الفیل می گفتند.
ابتدای اسلام زمانی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بودند فرصتی پیش نیامد که روی تاریخ فکر کنند.
بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمان حضرت عمر بود که ایشان به فکر افتادند باید تاریخی اسلامی درست کنند حضرت عمر اصحاب بزرگ پیامبر خدا را جمع نموده و در این مورد مشوره کردند که کدام حادثه مهم زمان رسول خدا را مبدا تاریخ قرار دهند بطور مثال : تولد پیامبر - جنگ بدر و...
نظر همه اصحاب پیامبر این بود که بزرگترین حادثه و اتفاق هجرت پیامبر از مکه به مدینه است وقتی نظر همه متفق شد لذا هجرت پیامبر را آغاز تاریخ اسلامی قرار دادند .
سال هجری بر دو قسم است یکی هجری شمسی که تنها در ایران استفاده می شود و دیگری هجری قمری که در بیشتر کشورهای عربی استفاده می شود.
وقتی می گوییم سال 1387 یعنی 1387 سال از هجرت پیامبر خدا گذشته است.
از اول ماه محرم سال هجری عوض می شود . دو سه روز آینده سال هجری قمری عوض می شود و سال جدید از راه می رسد.
الان سال 1435 است بعد از تحویل سال 1436 آغاز می شود.
سال نو بر همه بندگان خوب خدا مبارک باد

حوادث ماه محرم

اول این ماه حضرت عمر رضی الله عنه دومین جانشین رسول خدا به شهادت رسیده است.
در دهم این ماه حضرت حسین رضی الله عنه به شهادت رسیده است.
این حوادث مهم به مسلمانان این نکته را یاد آوری می کنند که زندگی یک مسلمان باید با جهاد و شهادت همراه باشد . حضرت حسین رضی الله عنه در مورد تعریف زندگی فرمودند: ان الحیاه عقیده و جهاد . زندگی یعنی عقیده و جهاد .


[ چهارشنبه 30 مهر 1393 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
ده موردازبهترین دکترهادرجهان:
1-قرآن کریم
2-آب نوشیدن زیاد
3-خواب کافی درشب
4-هوای آزادوپاک...
5-روزی نیم ساعت پیاده روی
6-خوردن غذای سالم وبه مقدار
7-نورآفتاب
8-عسل
9-سیاه دانه
10-راضی بودن به قضاوقدرچه خیرش وچه شرش
ߍ0ߍ0ߍ0ߌ갟ҝߍ0ߍ0ߍ
1-نفس بکش بالااله الاالله
2-نفست راسرزنش کن بااستغفرالله
3-هنگام دردکشیدن بگوالحمدلله
4-هنگام تعجب بگوسبحان الله
5-هنگام خوشحالی صلوات بررسول الله
6-هنگام ناراحتی انالله واناالیه راجعون
7-سم چشمانت رابشکن به گفتن ماشاالله تبارک الله
8-شروع کن بابسم الله
9-خاتمه بده باالحمدلله
دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی میکنی وبعدش پخش میکنی !!!
حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی..

﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.یَلِدْ.وَلَمْ.یُولَدْ.۞.وَلَمْ.یَكُن.لَّهُ.كُفُوًا.أَحَد.﴾.tt.
فکرش رابکن..
روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر میفرستادم..!

[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

١١نفری كه به بهشت نمیروندحتمابخون

1.كسانی هستندكه درحالی ازقبربلندمیشوندكه فاقددست وپاهستنداین افرادكسانی هستندكه همسایگان خودرا اذیت میكنند.

2.كسانی هستندكه درنمازغفلت وسستی میكردندودرحالی ازقبرخارج میشوندكه صورتی همانندخوك دارند.

...

3.كسانی كه زكات اموال خویش رانمیپردازنددرحالی ازقبرخارج میشوندكه شكم آنهامانندكوهان شتر وپرازمار وكژدم می باشد.

4.كسانی هستند كه مال رابرعهدوپیمان الهی ترجیع دادند درحالی ازقبرخارج میشوندكه ازدهانشان خون جاری است.
(پناه برخدا)

5.كسانی هستندكه درخفاوپنهانی گناه می كردندواز خداوند كه در هرحال ناظربیناوشنوااست نمی ترسیدند.
ودرحالی از قبر خارج میشوند كه جسم وتن آنهابادكرده وپوسیده است سبحان الله

6.كسانی هستندكه شهادت دروغ می دادنددرحالی ازقبرخارج خواهند شدكه گردنشان قطع شده است

7.كسانی هستندكه كتمان شهادت می كنندوعمدا" گواهی نمی دهنددرحالی ازقبرخارج میشوند كه ازدهانشان خون وچرك جاری است

8.گروه زناكارانی هستندكه بدون توبه وفات كردنددرحالی ازقبرخارج خواهند شد كه كورهستند.

9.كسانی هستندكه مال یتیمان رابه ناحق خورده انددرحالی ازقبرخارج میشوندكه چهره هایشان سیاه وچشمهاوشكمشان پراز آتش است.

10.كسانی هستندكه نافرمانی پدرومادررا میكنند درحالی ازقبرخارج خواهندشوندكه جسمشان گرفتاربیمارى برص وجذام شده است.

11.كسانی هستندكه شراب مینوشنددرحالی ازقبرخارج میشوندكه نابیناهستندودندانهای آنهامثل شاخ فیل ولبهای آنهابرسینه هایشان آویزان وزبان آنهابرقسمت رانهاآویزان است وازشكم آنهاكثافت بیرون می آیدالله اكبر سبحان الله

12.حضرت رسول اكرم می فرماید:گروه دوازدهم هم درحالی خارج میشوند كه چهره آنهامانندشب چهارده نورانی وازپل صراط مانندبرق مى گذرنداینهاهمان گروهی هستند كه به نمازاهتمام می ورزیدندوعمل نیك انجام میدادند

خداوند همه شماراكه این مطلب رامیخوانید وبه اشتراك میگذارید جزءگروه ١٢قراردهد
آمین


[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

مسئله تعدد زوجات، ضرورتی است که شرایط زندگی مقتضی آن میباشد وتشریع جدیدی نیست که فقط اسلام آن را آورده و ویژه اسلام باشد. هنگامیکه اسلام آمد،آنرا بدون قید و حدود وبه شکلی غیر انسانی دید و بنابراین به تنظیم و پیرایش آن پرداخت و آن را دارو ودرمانی برای بعضی از حالات اضطراری قرار داد که جامعه از آن رنج میبرد. هنگامیکه اسلام آمد مردان با ده زن و یا بیشتر و یا کم تر ازدواج میکردند. آن چنان که در حدیث غیلان آمده است که وی به هنگام اسلام آوردن، ده زن در عقد خود داشت و حد و قیدی برای آن وجود نداشت، پس اسلام آمد تا به مردان بگوید:این جا حدودی وجود دارد که تجاوز از آن حلال نیست. و آن عدد چهار است و قید و شرطی هم برای اباحه این ضرورت وجود دارد و آن رعایت عدالت در میان زنان است و اگر این امر محقق نگشت، واجب است که مرد به یک زن بسنده کند... (فواحده او ما ملکت ایمانکم)

پس تعدد زوجات، چیزی بود که ریشه در عصر های قدیم داشت و در واقع، امر برپا، اما آشفته بود و اسلام به آن نظم بخشید، تابع هوا و هوس و لذت جویی بود. اما اسلام آنرا راهی برای زندگی سرشار از فضیلت و کرامت قرار داد. حقیقتی که هر انسان باید بداند این است که اباحه تعدد زوجات، یکی از افتخارات اسلام میباشد. زیرا اسلام توانسته است که یکی از سخت ترین و پیچیده ترین مشکلاتی را که ملت ها و جوامع امروزی با آن دست و پنجه نرم میکنند، حل کنند. مشکلی که جز رجوع به حکم اسلام، راه حلی برای آن وجود ندارد.

جامعه از نگاه اسلام، مثل ترازوی است که باید برای حفظ تعادل دوکفه آن برابر باشد و برای حفظ این توازن لازم است که تعداد مردان و زنان با هم مساوی باشد.
اما اگر تعداد مردان یا زنان بیشتر از دیگری باشد، راه حل این مشکل چیست؟ هنگامیکه این توازن مختل شده، تعداد زنان چند برابر مردان می شود، چه کار کنیم؟ آیا زن را از نعمت همسری و مادری محروم سازیم و اجازه بدهیم که راه فحشا را برود مرتکب رذایل شود؟ چنانکه در اروپا این وضعیت بعد از جنگ دوم جهانی پیش آمد و تعداد زنان چند برابر مردان شد. د یا این مشکل را به شکل شریفانه و توام با فضیلت حل کنیم که با آن کرامت زن، پاکی خانواده وسلامت جامعه حفظ شود؟ فرد عاقل کدام یک را بهتر و نیکوتر می داند؟ اینکه زن را بایک پیوند مقدس همراه با زن دیگری و به یک طریق شرعی و شریف تحت سر پرستی یک مرد قرار دهیم یا اینکه او را دوست و معشوقه ی ات مرد قرار دهیم و رابطه ی میان آنها رابطه ی اگنده از گناه باشد؟
تاریخ شاهد این است که بعد از جنگ دوم جهانی در شهر مونیخ آلمان در سال 1948 کنگره بین المللی ایجاد شد و از اینکه تعداد نفوس زنان افزایش یافته بود از مردان کرده، پس در کنفرانس یاد شده مسئله تعدد زوجات را پیشنهاد کردند و عملی شد. این در حالی صورت گرفت که کلیساها و ادیان دیگر عاجز مانده بودند و اینها مجبور شدند که قوانین اسلامی را برای بهبود جامعه خود عملی کنند.
پس دوستان عزیزم انسان عاقل کمی تعقل کرده در این باره و اسلام را ملامت نخواهد کرد که برای مرد اجازه داده که بیشتر از یک زن بگیرد. این تعدد زوجات در اسلام شرایط خاص خود را دارد که قبلاً بیان شد. پس بیاید اول بدانیم و مطالعه کنیم و بعد قضاوت کنیم...


‏‎

[ شنبه 12 مهر 1393 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
‏‎

هرکسی مخالف ماست! محارب الله است!
متاسفانه درطول تاریخ بشریت بسیاری از مستکبرین دچار مرض تکبروخودبزرگ بینی شده اند،به طو...ری که ادعای خدایی می کنند وتصور می کنند،همه باید سرتعظیم دربرابرشان فرود آورند.
حکومت های به نام!!!اسلامی نیز با نام"دین"دچاراین خودبزرگ بینی شده اند و مخالفین خود را مخالف الله می دانند،درصورتی که مثلاًکسی ولایت فقیه ویا حکومت پادشاهی ریاض را قبول نداشته باشد ویا ازمذهب تشیع به فکر دیگری گرویده شود،مرتد،مخالف خدا و محارب با الله معرفی می شود و حکم اعدام او صادر می شود.

درقرآن کریم می خوانیم که خداوند به مسلمانان مژده می دهد در صورت تحقیق وانتخاب یک مسیر وبرداشت ازدین،صاحبان خرد واهل هدایت شناخته می شوند، فَبَشِّرْ عِبَادِالَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ،متأسفانه احترام به تحقیق و رأی دیگران و درجهت مخالفت با دمکراسی اسلامی،جوامع امروزی بخصوص جوامع اسلامی! انتقاد،تغییر فکر و مسیر،انتخاب بهترین مسیر به زعم خود(بیننا وبین الله)،گناه و عامل ارتداد است و افرادی با چنین فکری را منحرف می دانند،تنها دلیل قتل و کشتار این افراد عدم قبول فکرهای قدیمی و موجودوحاکم و یا حاکمان است که به مردم اجازه نمی دهند فکر کنند وبلکه باید به هر شیوه ای فکرآنها برمردم تحمیل شود.

خداوند به صراحت می فرماید: وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ،در این آیه به وضوح مشخص است اگر کسی از دین خود برگردد و ادامه ی این ارتداد تا زمانی باشد که فوت کند،تنها صاحب خسران دردنیا و قیامت همین شخص است و عواقب ارتداد را نزد خداوند باید قبول کند،درهیچ جای قرآن دستوری نیامده است چنین افرادی را به قتل برسانند،چون ایمان و کفر افراد یک مسئله ی کاملا غیبی است و احتمال ایمان و کفر افراد در هر زمانی محتمل است،واین مسئله تنها درحیطه ی علم خداوند است،پس حق نداریم با افرادی که مسیر جدیدی را انتخاب می کنند برخورد کنیم.

حال باید سوالی مطرح می شود،در کشورهای به نام اسلامی به خصوص در جمهوری اسلامی! ایران برخورد با تفکر مردم و قتل واعدام مخالفین،به دلیل قبول نکردن تفکر حاکمیت،با کدام استدلال قرآنی عامل اخراج،منع تحصیل وتدریس و یا کشتار می شود؟آیا این نوع برخوردها جفا به نسبت دین مبین و پاک و انسان دوست "اسلام" نیست؟


[ جمعه 11 مهر 1393 ] [ 02:11 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]



۱- تصمیم قاطع و توبهٔ راسخ.


۲- دوری جستن از اسباب و وسایلی که شمارا به ارتکاب گناه تحریک میکند.

۳- دوری و کناره گیری از همنشین و انسان های خداناترس و فاسق، آنانیکه شما را به گناهی دعوت میکنند، ولو گناهٔ کوچک و صغیره هم باشد.

۴- رفاقت با انسانهای دیندار و متقی تر از خود. آنانیکه به کارِ خیر شمارادعوت میکند.

۵- دور شدن از مقدماتِ گناه. درست همانند این دوشیزه در کلیپ که تصمیم گرفت به خواسته های نفس و مکر شیطان گوش ندهد.

هر مقدمه ئی که شما را بسوی گناه سوق میدهد، نخستین گام بسوی ارتکاب گناه است.

۶- سخت گیری نکردن بر خود در مراحل آغازین حرکت به سوی اصلاح تا خسته نشوید.

۷- سعی کنید، از مقدماتِ گناه، مرحله به مرحله خارج شوید، چون تشدد آنی، عوامل سؤ خودش را دارد.

۸- مواظبِ گامها و قدمهای نخستین شیطان باشید، چون شیطان لعین از نسل جن بوده روانشناسی انسان را خوب بلد است.

ابلیس با مکر شیطانی خود میداند باکی از کدام طریق پیش آید.

هرکه را بطریق خودش اول مورد حملات مقدماتی قرار میدهد، بعداً بسوی گناه میکشاند.

گام های مقدماتی شیطان زیرکانه و مطابق خواسته های شما طرح ریزی شده.

باریکی موضوع هم در اینجاست. چون انسان ها به گام های نخستینِ شیطان توجهی نمیکنند و چنین میپندارند که موضوع مهمی نیست.

مانند شروع صحبت با مردِ نامحرم در کلیپ ویدیوئی.

بدین لحاظ، همیشه متوجه گام های شیطان باشید و دائماً به خود یادآوری کنید.

۹- دائماً دعا کنید که خدا شما را به اعمال صالح توفیق نماید و اسباب گناه را از شما دور کند،

زیرا دعا از بقیه هم مهمتر است.

۱۰- به اعمال نیک و عباداتِ یومیه، در وقتِ معینش (ادای هر نماز در وقتش) پابندی کنید، چون وقت نزد الله تعالی خیلی مهم است.

شیطان سعی میکند تا وقت را از شما برباید.

مثال های ربودن وقت، سرگرم کردن شما به مصروفیت های بی معنی و صحبت و چت کردن در گروپ های فیس بوک، تماشای سریال های مذخرف و..... است.

هر عبادتی که در وقتش ادأ نشود، سبب خوشنودی شیطان و مساعد ساختن شرایطِ ارتکابِ گناه است.

موارد فوق را تجربه و تطبیق کنید، ان شأ الله نتیجهٔ مثبتی حاصل خواهد شد.

امیدوار باشید و تلقین مثبت کنید .

خداوند ما و شما را توفیق فرماید که با ایمان و اخلاق زندگی کنیم و با ایمان و اعمال صالح بمیریم.

آمــــــین یا رب العلمین!


[ پنجشنبه 10 مهر 1393 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]


پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس ونواسه چهارساله اش زندگی کند.دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود. اعضای ...خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع میشدند،اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت.پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش به عذاب شدند.پسر گفت: ” باید فکری برای پدر کرد.به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.‌” پس زن و شوهر برای پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد،در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت میبردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف راشکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا میدادند.گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است.اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او میدادند.اما کودک چهارساله شان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود.یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود.با مهربانی از او پرسید: ” پسرم ، چی میسازی ؟‌” پسرک هم با ملایمت جواب داد : ” یک کاسه چوبی کوچک ، تا وقتی بزرگ شدم با او به تو و مادر غذا بدهم .” وبعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد. این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبانشان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد. آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد.قدرت درک کودکان فوق العاده است .چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ، گوشهایشان در حال شنیدن . ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است.اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک میبینیم، این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند


[ جمعه 4 مهر 1393 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

آورده اند که خلیفه هارون الرشید با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند ، بهلول بر آنها وارد شد او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد .

در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد و ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود .هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند !

زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیادی زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری وکشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندک مدتی تهی خواهد شد ...

هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم ؟ گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده ؟ اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پسند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد .

بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود . صیاد را صدا زد و به او گفت : ماهی نر است یا ماده ؟

صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است .

هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند !!!

صیادپولها را گرفته ، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یک درهم از پولها به زمین افتاد . صیاد خم شد و پول را برداشت !

زبیده به هارون گفت :این مرد چه اندازه پست همت است که از یک درهم هم نمی گذرد . هارون هم از پست فطرتی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت مزاحم او نشوید . هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد وگفت : چقدر پست فطرتی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود .

صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من پست فطرت نیستم . بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است !

خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند و به بهلول گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه هردفعه مرا مانع شدی من حرف تو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم ...!!!


[ جمعه 4 مهر 1393 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

خطرناک ترین اسلحه

به نظر شما خطرناکترین اسلحه چیه؟؟؟

اگر میخواهی بدانی چیه!! این مطلب را تا آخر بخوان!!!

...

حکایت کنند مرد عیالواری به خاطر نداری سه شب گرسنه سر بر بالین گذاشت.همسرش او را تحریک کرد به دریا برود،شاید خداوند چیزی نصیبش گرداند.مرد تور ماهیگری را برداشت و به دریا زد تا نزدیکی غروب تور را به دریا می انداخت و جمع میکرد ولی چیزی به تورش نیفتاد. قبل از بازگشت به خانه برای آخرین بار تورش را جمع کرد و یک ماهی خیلی بزرگ به تورش افتاد. او خیلی خوشحال شد و تمام رنجهای آن روز را از یاد برد. او زن وفرزندش را تصور میکرد که چگونه از دیدن این ماهی بزرگ غافلگیر می شوند؟

همانطور که در سبزه زارهای خیالش گشت و گزاری میکرد،پادشاهی نیز در همان حوالی مشغول گردش بود.پادشاه رشته ی خیالش را پاره کرد و پرسید در دستت چیست؟

او به پادشاه گفت که خداوند این ماهی را به تورم انداخته است، پادشاه آن ماهی را به زور از او گرفت و در مقابل هیچ چیز به او نداد و حتی از او تشکر هم نکرد.
او سرافکنده به خانه بازگشت چشمانش پر از اشک و زبانش بند آمده بود.
پادشاه با غرور تمام به کاخ بازگشت و جلو ملکه خود میبالید که چنین صیدی نموده است.همانطور که ماهی را به ملکه نشان میداد، خاری به انگشتش فرو رفت،درد شدیدی در دستش احساس کرد سپس دستش ورم کرد و از شدت درد نمیتوانست بخوابد، پزشکان کاخ جمع شدند و قطع انگشت پادشاه پیشنهاد نمودند، پادشاه موافقت نکرد و درد تمام دست تا مچ و سپس تا بازو را فرا گرفت و چند روز به همین منوال سپری گشت. پزشکان قطع دست از بازو را پیشنهاد کردند و پادشاه بعداز ازدیاد درد موافقت کرد. وقتی دستش را بریدند از نظر جسمی احساس آرامش کرد ولی بیماری دیگری به جانش افتاد، پادشاه مبتلا به بیماری روانی شده بود و مستشارانش گفتند که او به کسی ظلمی نموده است که این چنین گرفتار شده است. پادشاه بلافاصله به یاد مرد ماهیگیر افتاد و دستور داد هر چه زودتر نزدش بیاورند. بعد از جستجو در شهر ماهیگیر فقیر را پیدا کردند و او با لباس کهنه و قیافه ی شکسته بر پادشاه وارد شد.

- پادشاه به او گفت:
- آیا مرا میشناسی؟
- آری تو همان کسی هستی که آن ماهی بزرگ از من گرفتی.
- میخواهم مرا حلال کنی.
- تو را حلال کردم.
- می خواهم بدانم بدون هیچ واهمه ای به من بگویی که وقتی ماهی را از تو گرفتم، چه گفتی؟
- به آسمان نگاه کردم و گفتم پروردگارا!او قدرتش را به من نشان داد، تو هم قدرتت را به او نشان بده,

این داستان تاریخی یکی از خطرناکترین سلاحهای روی زمین را به ما معرفی میکند.این سلاح فروشی نیست بلکه هرکس بخواهد می تواند آن را رایگان به دست آورد و هر وقت که میخواهد از آن استفاده کند ولی اگر در دست مظلوم باشد بسیار ویرانگر است.


[ پنجشنبه 3 مهر 1393 ] [ 12:12 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

لَا یَسْــخَرْ قَــومٌ مِّـن قَــوْمٍ
همدیگر را مسخره نکنید!
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

...

وَلَا تَلْمِــزُوا أَنفُسَـــکُم
از همدیگر عیب جویی نکنید!
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

وَلَا تَنَـــابَـزُوا بِالْأَلْقَـــابِ
لقب زشت به هم ندهید!
اگر خدا را دوست داریم ،باید تهمت نزنیم، حسد نورزیم، كینه توز نباشیم
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

وَلَا تَجَسَّسُــوا
جاسوسى نكنید- در کار وزندگى دیگران سرك نكشید- !
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

و لَا یَغْتَــب بَّعْضُکُـــم بَعْضًــا
غیبت یكدیگر را نکنید!
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

فَـــلا تَخْضَعْــنَ بِالقَـــولِ
با نامحرم، با ناز حرف نزنید!
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

قُـلْ لِلمُـؤمنــاتِ یَغْضُضْــنَ مِــن أبصـارِهــنَّ
چشم‌هایشان را از نگاه به نامحرم، پاک نگه دارند
* اگر خدا را دوست داری، خدا گفته است:

وَ لا یُبــدیـنَ زِینَتَهُــنّ
زیبایی ‌هایشان را برای نامحرم به نمایش نگذارند!


[ سه شنبه 1 مهر 1393 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

دروغ ریشه جامعه را خشک میکند!!!
یکی تعریف می کرد:
کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد !
بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید, اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد !
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد!!!...
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم !بلافاصله به سویم حـرکت کرد!!
در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد !
بچه آمد و شکلات را گرفت!!!
به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم!
او گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی,اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است!!!
کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند...!!!

نمازکه میخوانم فرشته های بالای سرم عزامیگیرندکه چه کنند؛ایاک نعبد را جزء عباداتم بنویسند یاجزء دروغهایم!


[ سه شنبه 1 مهر 1393 ] [ 10:28 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




Pichak go Up

Online User

تعبیر خواب آنلاین