تبلیغات
جوانرود سیتی

جوانرود سیتی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

تلاوت قرآن و وسوسه های شیطان : ما هنگامی قرآن می خوانیم از شیطان به خدا پناه می بریم . چرا؟ چون قرآن همه چیز را فاش می کند ؛ دارای نور زیاد و درخشش فراوان است ؛ به راهی که درست تر است آدمی را هدایت می کند و از انحراف و لغزش محفوظ نگه می دارد . شیطان همواره می کوشد که انسان در مسیر زندگی در حالی حرکت کند که نه نوری با او باشد و نه حفاظی ، تا بدین سان شاید فرو افتد و دیگر بر نخیزد ، یا اینکه سر گردان شود و به مقصد نرسد .

از اینجا است که دوست دارد انسان را از تلاوت منصرف کند و از برکات وحی محروم سازد . اگر آدمی در برابر شیطان مقاومت کند و به تلاوت بپردازد از طریق وسوسه ها و افکار آشفته بر او هجوم می برد تا بدین طریق هنگامی که تلاوت می کنند که قلبشان غافل و مشاعرشان از کار افتاده است . چنین آدمهایی در "عباد الرحمن" یعنی بندگان  واقعی خدا داخل نیستند . چون خداوند در توصیف " عبادالرحمن" فرموده است : 

((وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا .فرقان (٧٣)

(( و کسانی اندر که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند ، بر آن ها کر و کور نیفتند.))

بدین جهت بر ما ست  که پیش از خواندن قرآن از شیطان به خدا پناه بریم تا بتوانیم قرآن را خوب بفهمیم و تزکیه حاصل کنیم .

توده مسلمانان به ((اعوذ بالله ))،((بسم الله )) خواندن را نیز افزوده اند. در این امر هیچ اشکالی وجود ندارد ؛ چرا که تلاوت قرآن یک موضوع مهم است و با مطالعه یک نشریه یا یک کتاب فرق می کند . آغاز کردن با نام خدا (و در ابتدا بسم الله را خواندن ) با آن حدیث رایج هماهنگ است .

برخی از کوتاه اندیشان گفتند: خواندن بسم الله الرحمن الرحیم بدعت و نا جایز است . گفتم: اگر دلیل کلی دیدگاهی را تأیید می کرد، دیگر مجالی برای آن نیست که مرا به بدعت گذاری متهم کنید . اگر تو به آن عمل نمی کنی بگذار من عمل کنم. نه تو به خاطر عمل ، ملامتم کن و ه من به خاطر سکوت ، سرزنشت می کنم. اینجا بود که به یاد یکی از صحابه افتادم که در خصوص ستایش خداوند جمله هایی از ادبیات بلند را خودش سرهم نموده بود. پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  که آن را شنید بسیار خوشحال شد.

در طبرانی آمده است که پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  از کنار یک اعرابی رد شد . آن اعرابی داشت دعا می کرد و می گفت   :(( ای کسی که چشم ها او را نمی بینند، گمان ها او را در نمی آمیزند، توصیف کنندگان نیم توانند او را توصیف کنند، حوادث تغییرش نمی دهد ، از گردش روزگار بیمناک نیست ، وزن کوهها و دریاها ، تعداد قطرات باران ها ، برگ های درختان و تعداد آنچه شب تاریکی اش را بر می گستراند و روز روشنایی اش را برا آن می تاباند ، می دانم. آخر عمرم را بهترین( و سودمند ترین) بخش عمرم و بهترین عملم را خاتمه آن و بهترین روزم را روزی قرار بده که با تو دیدار می کنم.))


پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  کسی را بر اعرابی گمارد و فرمود : هر وقت نماز خواند او را نزد من بیاور . از قضاء در همین زمان برای پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  مقداری طلا هدیه آورده بودند. هنگامی که اعرابی آمد پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  طلاها را به او بخشید و فرمود: می دانی که چرا آنها را به تو بخشیدم ؟ اعرابی گفت: به خاطر خویشاوندی که میان من و تو وجود دارد؟ پیامب فرمود: مسلماً خویشاوندی حقی دارد ولی من به خاطر ثنا و ستایش خوب تو از خداوند ، طلاها را به تو بخشیدم.))

در حقیقت مدح خدا از زبان آن اعرابی از ادبیات بلند و متعالی است که از بیان آن سخنوران ماهر نیز ناتوانند. بدین سبب شایسته ی آن اشت که پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  از آن تقدیر به عمل آورد . این قطعه از قلبی تراویده که انوار معرفت الهی و مشاعر ذکر و سپاس بر آن تابیده است . به گفته ی دیگر ، قطعه ی فوق با دلایل کلی دین ما هماهنگ است . مسلماً اگر برخی از آدم های خشن و جلف ان را می شنیدند می گفتند بدعت است ؛ همچنان که بسم الله الرحمن الرحیم گفتن را در آغاز تلاوت و صدق الله گفتن را در پایان آن بدعت می دانند.

می خواهیم قضیه را بیشتر توضیح دهیم. بدین سبب می گوییم : مراقبت از دین در برابر بدعت های نو پیدا یک وظیفه مهم و فوری است ؛ چون از طریق مبارزه با بدعت ها است که دین در شکل و محتوای آسمانی خود و داشتن صلاحیت مطلق برای همه زمانها، باقی می ماند. مصیبت دین از ناحیه ی افراد کوته اندیش منحرف ، بد نیت، و افراطی شکل می گیرد . ما در حوزه دینداری با نیرنگ و انحراف فرهنگی ، نبردی بی امان و همه جانبه راه می اندازیم . در این نبرد فرموده پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  را با خود به همراه داریم:

((این علم را از هر نسلی ، افراد عادل آن به دوش می گیرند و از آن تحریف تند روان ، نسبت باطل پیشه گان و تأویل نادانان را می زدایند.))

 

یک قاعده مهم :

ابو اسحاق شاطبی از فقهای بارز در این عرصه است و کمان می کنم او است که این قاعده را وضع نموده است:

((عملی را که با وجود انگیزه و انتفای مانع ، پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم}  ترک نموده ، انجام ندادن آن سنت و انجام آن بدعت است .))

این قاعده مهم اسلام را از سنت های پستی که مسلمانان در مناسبت های زیاد ساخته و پرداخته نموده اندر و سپس عوام آن ها را جزء دین پنداشته اند _در حالی که از دین نیستند_ محافظت می کند. ما با افزون یک تبصره کوته و روشنگر به این قاعده حرمت می گذاریم. در دین یک سری دلایل کلی وجود دارد که باید در برابر آن ها تسلیم شد. البته اشکال این دلایل با گردش شب و روز ، تکرار و نو  می شوند . مثل کار خیر ، سفارش همدیگر به حق و صبر ، تعاون در نیکی و تقوی ، جهاد با جان، مال، زبان و … در این جا اشکال کارهای خیر هم زیادند و هم متغیر . آیا این کارها در حوزه ی بدعت داخل می شوند؟ هرگز ، اما طبق چه ضابطه ای باید از بدعت ها پرهیز نمود؟

آنچه ترس آور است اینکه یک شکل خاص از یک عمل خیر که فردی بدان اقدام می کند ، تبدیل به یک قانون عمومی شود ؛ بگونه ای که هر کس آن را انجام دهد مورد ستایش قرار گیرد و هر کس انجامش ندهد مورد نکوهش واقع شود، گویی وحی منزل است.

از من درباره ی تلاوت دستجمعی قرآن در برخی مساجد مغرب سئوال شد گفتم : نه به این کار دستور می دهم و نه از انجام آن باز می دارم . من خودم بیشتر دوست دارم به تنهایی قرآن بخوانم. مسلماً کسی که دستجمعی تلاوت می کند حق ندارد دیگران را هم به آن وادار کند، یا کسانی را که بدان مبادرت نیم کنند سرزنش کند . از من در مورد شیخی سوال شد که مدام به مریدان و شاگردانش سفارش می کند همواره وضو داشته باشند و اگر وضو باطل شد ، مجدداً وضو بگیرند. می گوید:

احساس طهارت حسی ، آدمی را بر طهارت روحی کمک و به تعالی روحی تشویق می کند . گفتم در این مورد دستوری از جانب شارع صادر نشده است . صفا و طهارت روحی ، راههای گوناگونی دارد. شاید یکی از آن راهها این باشد که انسان مسلمان هر وقت بی وضو شد ، بی درنگ تجدید وضو کند . با این وجود قانونی کلی و عمومی دانستن این عمل ، اساسی ندارد.

گاه افراط در دین از فرع به اصل و از جزئیات به کلیات منتقل می شود. علت انحراف ادیان گذشته از راه راست همین موضوع بوده است .خداوند می فرماید:

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا کَثِیرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِیلِ .المائده(٧٧)

   (( بگو: ای اهل کتاب در دینتان به نا حق غلو نکنید و از هوس های قومی که از پیش گمراه شدند و بسیاری را به گمراهی کشاندند و از راه راست به بی راهه رفتند ،پیروی نکنید.))

بدعت هایی که به مردم عرضه می شوند، در حوزه ی عبادات قرار دارند. اندیشه ی بشر نمی تواند در این حوزه جولان داشته باشد. چون مبنای عبادات بر توقف و ثبوت محض از جانب خداوند است .

ولی وسایل و ابزارهای آزاد در حورزه هایی مثل جهاد علمی، مدنی، نظامی و… به کلی با مقوله های بدعت   وسنت ارتباط ندارند. گاه شرایط ما را وادار به ابتکار نمودن اموری می کند که پیامبر{صلی الله علیه و  آله و سلم} ان نخستین اصلاً با آنها آشنا نبوده اند، مثل فضا نوردی ، سفر به ماه و مریخ. بدعت دانستن این امور روا نیست و از هیچ کس آن را نمی پذیریم.

—————————————————-

منبع : ارزیابی میراث فکری مسلمانان

مؤلف : استاد محمّد غزالی

 مترجم : داود ناروئی


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 04:04 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

خداوند عزوجل در آیه 44 سوره اسراء می فرماید: (تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِیمًا غَفُورًا) "

 

آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. " این آیات مبارک ما را با مسئله ای آشنا می کند که آن را درک نمی کنیم، اما وجود دارد و ما همچون مؤمنان به هر آنچه که در کتاب خدا آمده است، ایمان داریم. اما چگونه می توان کسی را که به این کتاب آسمانی ایمان ندارد، قانع کنیم؟

کسی که در این آیه تأمل کند در می یابد که همه مخلوقات اعم از انسان، درخت، ستاره و .... پروردگارشان را تسبیح می گویند؛ اما خداوند بلند مرتبه می گوید: (وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ) اما تسبیح آنها را درک نمی کنند و نمی گوید (اما تسبیح آنها را نمی شنوند) بنابراین ما ممکن است که تسبیح این مخلوقات را بشنویم، اما نمی توانیم آنها را ترجمه کنیم و نمی توانیم آن را درک کنیم. زیرا درک کردن پس از شنیدن است.

به عبارت دیگر به انسان می گوییم که تو آنچه را که می گوییم، درک نمی کنی. این یعنی ما مقابل او صحبت می کنیم و انسان می شنود، ولی آنچه را که می گوییم نمی فهمد. از اینجا استنتاج می کنیم که خداوند بلند مرتبه در این آیات به وضوح به امکان شنیدن صدای تسبیحی که از هر چیز اطراف ما صادر می شود، اشاره می کند، ولی ما معنی آنچه را که می گویند، درک نمی کنیم و ممکن نیست که این صداها را بفهمیم یا درک کنیم.

و این آن چیزی است که اندیشمندان امروز کشف کردند. علما دریافتند که از برخی گیاهان امواج و فرکانسهای صوتی در جاهایی که انسان می شنود،

صادر می کند که از 20 تا 20 هزار فرکانس در ثانیه متفاوت است. اما امواج صوتی گیاهان بسیار ضعیف است و شنیدن آن جز با تقویت و هزار برابر کردن امکانپذیر نیست.

علما دریافتند که برخی از ستارگان نیز از خود صداهایی صادر می کنند. ستاره نوترونی که خداوند آن را طارق نامیده صدایی شبیه پتک صادر می کند. سوراخهای سیاه همچنین صداهایی صادر می کنند. طی دوره ای ممکن است علما صدایی را که هستی پس از ولادتش آن را صادر می کرد، ثبت کنند.

اما بیشتر اکتشافات عجیب است، هسته های زنده امواج صوتی صادر می کنند و این بر همه هسته ها مطابقت دارد. واضح ترین پژواک از هسته قلب ما صادر می شود. دکتر جیمزوسکی استاد شیمی دانشگا کالیفرنیا با استفاده از کامپیوتر کشف کرد که همه هسته ها صداهایی صادر می کنند که هر کدام با دیگری متفاوت است.

دلفینها، جیرجیرکها، پرندگان، زنبورها و بقیه کائنات زنده صداهایی از خود صادر می کنند. علما کشف کردند که ویروسها نیز امواج صوتی از خود صادر می کنند. از این رو آنها در تلاشند که راه جدیدی برای کشف زودهنگام بیماری با پیروی از صدای میکروبها و ویروسها در جسم بیابند.

با پیشرفت علم کشف شده است که ذره ها پژواکهای صوتی صادر می کنند. بنابراین هر چیزی خدا را تسبیح می گوید؛ همانگونه که قرآن نیز نسبت به آن ما را با خبر کرده بود. این از ادله های علمی در راستی این کتاب آسمانی و پیشینه علمی آن به شمار می رود. علما امروز معتقدند که هر

چیزی در هستی صدای خاصی دارد و می گویند: " این توانایی و قدرت بسیار عجیب است که بر هر مکانی سیطره می یابد و بر هر چیزی که آن را می بینیم یا احسای می کنیم تأثیر گذار است."

آیا این توانایی، قدرت خداوند که خالق هستی بوده، نیست؟ چرا این صداها صداهای تسبیح و خضوع برای خداوند و شکر نعمتهای او نباشند؟

ای خواننده عزیز به تو می گویم: هر چیزی شب و روز خدا را تسبیح می کند، پس چرا تو یاد خدا و تسبیح او را فراموش کنی؟ چرا هر کلامت تسبیح خداوند نباشد؟ آیا فکر می کنی که تسبیح خداوند در هر روز تنها 100 بار کافی است؟ وقتی ویروس که کوچکترین موجود هستی است، وقتی که این ویروسی که نمی بینی خدا را تسبیح می گوید، آیا ما به تسبیح خداوند محق تر نیستیم مایی که ادعای ایمان می کنیم؟

از این رو بهترین کلمه برای خداوند از نظر حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) " سبحان الله و بحمده " است. هر کسی که هر روز 100 مرتبه بخواند خطاهای او اگر چه به اندازه کف دریا باشند، پاک می شود و راست گفت خداوند بلند مرتبه که فرمود: (وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِیمًا غَفُورًا) [الإسراء: 44]." آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. " (اسراء: 44)

از خداوند بلند مرتبه می خواهیم که ما را از تسبیح کنندگان گرداند


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 04:00 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
آری، این وعده خداوند یکتا است که اهل کفر هرگز راه تسلطی بر اهل ایمان ندارند، اگر در برهه کنونی از زمان، کفار و دشمنان «رب ‌العالمین» بر اهل اسلام مسلط هستند و سرزمین‌هایشان را اشغال کرده‌اند و مقدرات مسلمین بدست آنان رقم زده می‌شود، چیزی جز نتیجه‌ی ضعف ایمان مسلمین نیست. بی‌گمان اگر مسلمانان کنونی، به تقویت ایمان خود بپردازند و همچو اصحاب و یاران پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم-، موفق به فتح قله‌های رفیع ایمان گردند دست کفر از مقدرات آنان، کوتاه خواهد شد...


آنگاه که ما به قرآن کریم رجوع می‌نماییم، مشـاهده می‌کنیم که وعده‌های گوناگون «رب‌العالمین» منوط به ایمان هستند. خداوند سبحان وعده داده است که ایمان‌داران، پیوسته غالب و برتر هستند. در آیه‌ی 139 سوره‌ی آل‌عمران، خداوند ذوالجلال می‌فرماید: (وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ) سست و اندوهگین نشوید اگر مؤمن واقعی باشید، شما غالب هستید. مسلمانان تا زمانی‌ که کمال ایمان را حاصل نموده بودند در عرصه‌ی گیتی غالب بودند و هیچ قدرت مادی توان درهم شکستن آن‌ها را نداشت.
روند شکست و انحطاط مسلمین از آن هنگام آغاز گردید که آنان از حقیقت ایمان فاصله گرفتند. همچنین در آیـــــــه‌ی 141 سوره‌ی نساء می‌خوانیم: (...وَلَن یَجْعَلَ اللَّـهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا) و هرگز خداوند برای کافران راه تسلطی بر اهل ایمان قرار نداده است.
آری، این وعده خداوند یکتا است که اهل کفر هرگز راه تسلطی بر اهل ایمان ندارند، اگر در برهه کنونی از زمان، کفار و دشمنان «رب ‌العالمین» بر اهل اسلام مسلط هستند و سرزمین‌هایشان را اشغال کرده‌اند و مقدرات مسلمین بدست آنان رقم زده می‌شود، چیزی جز نتیجه‌ی ضعف ایمان مسلمین نیست. بی‌گمان اگر مسلمانان کنونی، به تقویت ایمان خود بپردازند و همچو اصحاب و یاران پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم-، موفق به فتح قله‌های رفیع ایمان گردند دست کفر از مقدرات آنان، کوتاه خواهد شد. در آیه‌ی 82 سوره‌ی انعام می‌خوانیم: (الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ) آنان که ایمان آوردند و ایمان خود را به شرک نیالودند، امن و امان برایشان می‌باشد و آنان ره یافته هستند. آری حق تعالی جل‌شـأنه، لازمه برخورداری از امن و امان را ایمان قرار داده است. اگر در جهان امروز مسلمانان در خوف و ناامنی به سر می‌برند، جان و ناموس آنان مورد تعرض عناصر وحشی قرار می‌گیرد. مانند: نسل‌کشی مسلمانان در بوسنی و کوزوو و اکنون در میانمار به این دلیل است که سطح ایمان آن‌ها سخت دچار تنزل گشته است. همچنین خداوند به کسانی که به دامان ایمان سخت چنگ زده‌اند و عمل صالح بجا آورده‌اند، وعده‌ی خلافت جهانی داده است. در آیه‌ی 55 سوره‌‌ی نور می‌خوانیم: (وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ...) خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، وعده داده است که آن‌ها را در زمین، حتماً به خلافت برساند. این وعده خدای ذوالجلال درباره‌ی اصحاب مؤمن و مجاهد پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- تحقق پیوست که دوران درخشان خلافت راشده، نمونه‌ی بارز آن است.
حق سبحانه و تعالی، نصرت و یاری ایمان‌داران را بر خود لازم دانسته است. در آیه‌ی 47 سوره‌ی روم خداوند می‌فرماید: (...وَكَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ) نصرت مؤمنان بر ما لازم است.
اگر مسلمانان امروزی واقعاً در پی حصول نصرت‌های الهی هستند، راهی جز ساختن ایمانشان ندارند در آیه‌ی 8 سوره‌ی منافقون می‌خوانیم: (...وَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ...) عزت از آن الله و از آن رسول و ایمان‌داران است. آری عزت برای اهل ایمان است؛ زیرا تنها با کسب حقیقت ایمان می‌توان در دنیا و آخرت به عزت دست یافت. همان‌گونه که دسترسی به فلاح و رستگاری در پرتو ایمان رقم می‌خورد در آیه‌ی 1 سوره‌ی مؤمنون می‌خوانیم: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ) همانا ایمان‌داران به رستگاری رسیدند. در آیه‌ی 96 سوره‌ی اعراف، خداوند می‌فرماید: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ...) چنانچه مردم شهر و دیار ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌نمودند دروازه‌های برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم.
آری خداوند کریم وعده داده است که در صورت محکم گرفتن ریسمان ایمان و پیمودن راه تقوا از سوی اهالی قریه‌ها از آسمان و زمین بر آنان برکت سرازیر خواهد نمود.
اصلاح وب


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:46 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

به همه‏ ی صفاتی که در قرآن یا سنت برای خداوند ثابت شده است بدون تمثیل و تعطیل(نفی صفات از الله و اعتقاد به صرفا محازی بودن صفات بحث شده در قرآن و سنت) ایمان داریم، چون سخن گفتن و قضاوت کردن در مورد صفات بعد از قول به ذات الهی صورت می‏گیرد؛

همانگونه که ذات خداوند را بدون بیان کیفیت ثابت می‏کنیم، صفات را هم با همان شیوه برای او ثابت می‏نماییم، این حقیقتی است که سلف صالح امت بر آن اتفاق و اجماع داشته‏اند، روشی است میانه‏رو و به‏ دور از غلو و افراط، چون افراط در تثبیت موجب تشبیه و تمثیل خداوند به مخلوقات می‏شود و غلو در تنزیه هم به تحریف صفات یا تعطیل آنها منجر می‏شود.

خداوند می‏فرماید:

لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ .الشورى: ١١

 هیچ چیزی همانند خدا نیست (و نه او در ذات و صفات به چیزی از چیزهای آسمان و زمین می‌ماند، و نه چیزی از چیزهای آسمان و زمین در ذات و صفات بدو می‌ماند) و او شنوا و بینا است (و پیوسته بر كارگاه جهان نظارت می‌نماید، و از جمله زاد و ولد انسانها و حیوانها را می‌پاید).

با جمله‏ ی اول آیه، تمثیل و تشبیه رد می‏شود و با قسمت دوم آیه، تحریف و تبدیل صفات را غیرمعقول و نفی می‏نماید.

خداوند دستور می‏دهد که او را با اسماء نیکویش بخوانیم، و کسانی که در مورد اسماء به کژراهه می‏روند رها کنیم.

وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ. الأعراف: ١٨٠

‏خدا دارای زیباترین نامها است (كه بر بهترین معانی و كاملترین صفات دلالت می‌نمایند. پس به هنگام ستایش یزدان و درخواست حاجات خویش از خدای سبحان) او را بدان نامها فریاد دارید و بخوانید، و به ترك كسانی بگویید كه در نامهای خدا به تحریف دست می‌یازند (و واژه‌هایی به كار می‌برند كه از نظر لفظ یا معنی، منافی ذات یا صفات خدا است)، آنان كیفر كار خود را خواهند دید.

فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ .النحل: ٧٤

‏ پس برای خدا شبیه و نظیر قرار مدهید (و با قیاسهای تباه و تشبیهات ناروا، پرستش بتان را توجیه و تعبیر نكنید). بی‌گمان خداوند (اعمال شما را) می‌داند و شما (سرنوشت كردار بدتان را) نمی‌دانید.

 الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى .طه: ٥

‏ خداوند مهربانی (قرآن را فرو فرستاده) است كه بر تخت سلطنت (مجموعه‏ی جهان هستی) قرار گرفته است (و قدرتش سراسر كاینات را احاطه كرده است). ‏

امام مالک که یکی از رادمردان سلف صالح است در مورد استواء می‏فرماید: استواء معلوم است و کیفیت آن نامشخص و ایمان بدان واجب و سؤال در موردش بدعت است.

خداوند در آیه‏ی ذیل به تسلط و چیرگی خود بر مخلوقات اشاره می‏فرماید:

ﭽوَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِیمُ الْخَبِیرُ .الأنعام: ١٨

‏ او بر سر بندگان خود مسلّط است و او حكیم (است و كارهایش را از روی حكمت انجام می‌دهد، و از احوال و اوضاع) بس آگاه است. ‏

پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‏فرماید:

لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ كَتَبَ فِی كِتَابِهِ فَهُوَ عِنْدَهُ فَوْقَ الْعَرْشِ إِنَّ رَحْمَتِی تَغْلِبُ غَضَبِی (مسلم و بخاری)

وقتی خداوند آسمان و زمین را آفرید در کتابی نوشت: رحمت من برخشمم پیشی گرفته است، هنوز هم آن نوشته نزد خودش بر روی عرش است.


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:45 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
آری، این وعده خداوند یکتا است که اهل کفر هرگز راه تسلطی بر اهل ایمان ندارند، اگر در برهه کنونی از زمان، کفار و دشمنان «رب ‌العالمین» بر اهل اسلام مسلط هستند و سرزمین‌هایشان را اشغال کرده‌اند و مقدرات مسلمین بدست آنان رقم زده می‌شود، چیزی جز نتیجه‌ی ضعف ایمان مسلمین نیست. بی‌گمان اگر مسلمانان کنونی، به تقویت ایمان خود بپردازند و همچو اصحاب و یاران پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم-، موفق به فتح قله‌های رفیع ایمان گردند دست کفر از مقدرات آنان، کوتاه خواهد شد...


آنگاه که ما به قرآن کریم رجوع می‌نماییم، مشـاهده می‌کنیم که وعده‌های گوناگون «رب‌العالمین» منوط به ایمان هستند. خداوند سبحان وعده داده است که ایمان‌داران، پیوسته غالب و برتر هستند. در آیه‌ی 139 سوره‌ی آل‌عمران، خداوند ذوالجلال می‌فرماید: (وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ) سست و اندوهگین نشوید اگر مؤمن واقعی باشید، شما غالب هستید. مسلمانان تا زمانی‌ که کمال ایمان را حاصل نموده بودند در عرصه‌ی گیتی غالب بودند و هیچ قدرت مادی توان درهم شکستن آن‌ها را نداشت.
روند شکست و انحطاط مسلمین از آن هنگام آغاز گردید که آنان از حقیقت ایمان فاصله گرفتند. همچنین در آیـــــــه‌ی 141 سوره‌ی نساء می‌خوانیم: (...وَلَن یَجْعَلَ اللَّـهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا) و هرگز خداوند برای کافران راه تسلطی بر اهل ایمان قرار نداده است.
آری، این وعده خداوند یکتا است که اهل کفر هرگز راه تسلطی بر اهل ایمان ندارند، اگر در برهه کنونی از زمان، کفار و دشمنان «رب ‌العالمین» بر اهل اسلام مسلط هستند و سرزمین‌هایشان را اشغال کرده‌اند و مقدرات مسلمین بدست آنان رقم زده می‌شود، چیزی جز نتیجه‌ی ضعف ایمان مسلمین نیست. بی‌گمان اگر مسلمانان کنونی، به تقویت ایمان خود بپردازند و همچو اصحاب و یاران پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم-، موفق به فتح قله‌های رفیع ایمان گردند دست کفر از مقدرات آنان، کوتاه خواهد شد. در آیه‌ی 82 سوره‌ی انعام می‌خوانیم: (الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ) آنان که ایمان آوردند و ایمان خود را به شرک نیالودند، امن و امان برایشان می‌باشد و آنان ره یافته هستند. آری حق تعالی جل‌شـأنه، لازمه برخورداری از امن و امان را ایمان قرار داده است. اگر در جهان امروز مسلمانان در خوف و ناامنی به سر می‌برند، جان و ناموس آنان مورد تعرض عناصر وحشی قرار می‌گیرد. مانند: نسل‌کشی مسلمانان در بوسنی و کوزوو و اکنون در میانمار به این دلیل است که سطح ایمان آن‌ها سخت دچار تنزل گشته است. همچنین خداوند به کسانی که به دامان ایمان سخت چنگ زده‌اند و عمل صالح بجا آورده‌اند، وعده‌ی خلافت جهانی داده است. در آیه‌ی 55 سوره‌‌ی نور می‌خوانیم: (وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ...) خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، وعده داده است که آن‌ها را در زمین، حتماً به خلافت برساند. این وعده خدای ذوالجلال درباره‌ی اصحاب مؤمن و مجاهد پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- تحقق پیوست که دوران درخشان خلافت راشده، نمونه‌ی بارز آن است.
حق سبحانه و تعالی، نصرت و یاری ایمان‌داران را بر خود لازم دانسته است. در آیه‌ی 47 سوره‌ی روم خداوند می‌فرماید: (...وَكَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ) نصرت مؤمنان بر ما لازم است.
اگر مسلمانان امروزی واقعاً در پی حصول نصرت‌های الهی هستند، راهی جز ساختن ایمانشان ندارند در آیه‌ی 8 سوره‌ی منافقون می‌خوانیم: (...وَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ...) عزت از آن الله و از آن رسول و ایمان‌داران است. آری عزت برای اهل ایمان است؛ زیرا تنها با کسب حقیقت ایمان می‌توان در دنیا و آخرت به عزت دست یافت. همان‌گونه که دسترسی به فلاح و رستگاری در پرتو ایمان رقم می‌خورد در آیه‌ی 1 سوره‌ی مؤمنون می‌خوانیم: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ) همانا ایمان‌داران به رستگاری رسیدند. در آیه‌ی 96 سوره‌ی اعراف، خداوند می‌فرماید: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ...) چنانچه مردم شهر و دیار ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌نمودند دروازه‌های برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم.
آری خداوند کریم وعده داده است که در صورت محکم گرفتن ریسمان ایمان و پیمودن راه تقوا از سوی اهالی قریه‌ها از آسمان و زمین بر آنان برکت سرازیر خواهد نمود.
اصلاح وب


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:39 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
از شما برادر عزیز سؤال می‌کنم: که آیا بهشت را می‌خواهی؟
پاسخ داد: چه کسی است که خواهان بهشت نباشد؟ کیست که خوشی و نعمت پایدار را نخواهد؟ چه کسی است لذات دائمی، پیاپی و پایان‌ناپذیر را طالب نباشد. گفتم پس چرا کارهای نیک انجام نمی‌دهید تا وارد بهشت شوید

 

و از لذتهای آن بهره‌مند شوید؟ گفت همانا راه بهشت دشوار، طولانی، پر از گردنه و خار و صعب‌العبور است و برای فردی مانند من ضعیف مشکلات و سختیهای این راه تحمل‌ناپذیر است. گفتم برادرم تو که نمی‌توانی بر طاعت خدا دوام آورده و صبر نمایی و قادر برخورداری و صبر از انجام گناه و نافرمانی خدا نیستی؟ پس اگر خدای ناکرده اهل آتش گردی در آنجا چگونه تاب تحمل آتش دوزخ را خواهید داشت؟
گفت: این امر «سؤال و جواب» مرا از جا برکَنده تکان داد و در حیرت و سرگردانی فرو برد اما نمی‌دانستم چکار کنم و از کجا شروع نمایم در حالیکه مسیر طولانیّ را در راه انجام گناه و معصیت و محرمات طی نموده بودم «گناهان زیادی انجام داده بودم» گفتم برای رسیدن به بهشت شما را به راه بسیار کوتاهی راهنمایی می‌کنم.
راهی ساده و آسان، بدون رنج و خستگی که در آن هیچ فشار و مشکلی نیست.
گفت: مرا راهنمایی کن که خدا خیرت دهد، من همواره بدنبال چنین راه ساده آسانی «برای بهشت» هستم.
گفتم این راه هموار و آماده را امام ابن القیم: در کتاب خود بنام «الفوائد» بیان نموده است. در آن کتاب می‌گوید:
از نزدیکترین و آسانترین راه، بدون رنج، خستگی و سختی برای همسایگی با خدا در بهشت بطرف او بیائید. بشتابید. «راه این است دقت کنید» تو در زمانی واقع شده‌ای که در بین دو زمان گذشته و آینده قرار گرفته، و آن در واقع عمر کنونی شماست، یعنی زمان فعلی و حاضر، تو می‌توانی گذشته خود را بوسیله توبه و پشیمانی و استغفار و طلب بخشش از خداوند اصلاح نمایی که این کار هیچگونه سختی و مشقتی ندارد، و کارکرد مشکلی نمی‌خواهد، بلکه عملی قلبی است.
«برای آینده» از این به بعد یعنی در آینده از انجام گناه و نافرمانی خدا امتناع، خودداری و پرهیز نمائید. خودداری تو از معصیت نیز آسایش و آسودگی است.
کار با اندامها و اعضاء بدن نیست که انجام آن برایتان مشکل باشد.
بلکه عزم و اراده و تصمیم قاطعی را می‌خواهد. که این تصمیم جسم و جان و درون و وجدان شما را آسوده و راحت می‌نماید.
پس گذشته را با بازگشت و پشیمانی از گناه و آینده را «آنچه در پیش است» با عزم و اراده و پرهیز از معصیت و «عمل صالح» اصلاح نمائید.
که در انجام هیچیک از این دو «اصلاح گذشته و پرهیز در آینده» برای اندامها و اعضای جسم خستگی و سختی و مشکلی وجود ندارد.
اما حال و وضعیت تو در دوران حیات: زمانی است بین گذشته و آینده که اگر این زمان را هدر دهی «و از این فرصت استفاده نکنی» رهایی، سعادت و خوشبختی خود را از دست داده‌ای «ضایع‌ گردانیده‌ای» و اگر با اصلاح گذشته و آینده به روش مذکور از آن استفاده نمایی راه نجات و رهایی را یافته و آسایش و لذت و نعمت را بدست آورده‌اید.
خاتمه
این همان راه ساده بهشت است. توبه از گذشته، عمل صالح و ترک گناه در آینده. فرمایشی از رسول اکرم ص را در این رابطه بتو یادآور می‌شوم. عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ t: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «كُلُّ أُمَّتِی یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ أَبَى». قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَنْ یَأْبَى؟ قَالَ: «مَنْ أَطَاعَنِی دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ عَصَانِی فَقَدْ أَبَى». (بخارى:7280).
از ابوهریره t روایت است که رسول الله ص فرمود: «همة امتیان من وارد بهشت خواهند شد مگر کسی که امتناع ورزد». صحابه عرض کردند: ای رسول خدا! چه کسی امتناع می ورزد؟ فرمود: «هرکس كه از من اطاعت كند، وارد بهشت می شود و هر کس، از من نافرمانی کند، در حقیقت، امتناع ورزید ه است».
عَنْ عَبْدِاللَّهِ  قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ ص: «الْجَنَّةُ أَقْرَبُ إِلَى أَحَدِكُمْ مِنْ شِرَاكِ نَعْلِهِ، وَالنَّارُ مِثْلُ ذَلِكَ». (بخارى:6488).
عبدالله بن مسعود t می گوید: نبی اکرم ص فرمود: «بهشت و دوزخ از بند کفشهایتان به شما نزدیکتراند».
«یعنی هر لحظه احتمال رسیدن مرگ وجود دارد که در اثر آن یا بهشت و یا دوزخ نصیب آدمی ‌شود».

[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:39 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
متأسفانه غالب روش های موجود استخاره کردن در جامعه غیرشرعی و ناصحیح می باشد. استخاره گرفتن با قرآن و کتاب حافظ و حروف ابجد و طالع بینی و ستاره ها و ماه تولد، شمردن دانه های تسبیح و استفاده از نخود و پرنده . . . غیر شرعی می باشد و نوعی خرافات و فالگیری می باشد که شریعت و دین از آن نهی کرده است و می باید از آن اجتناب کرد. که متأسفانه این نوع استخاره ها حتی در اینترنت نیز به وفور یافت می شود.

انسان در تصمیم گیری های زندگی دچار تردید می شود اموری مانند انتخاب شغل و همسر، خواستگاری، خرید و فروش، انتخاب رشته ی تحصیلی، انتخاب محل زندگی و سکونت و . . . تصمیم گیری های مهم زندگی می باشد تصمیم گیری چندین نوع است:

۱- بسیاری از امور زندگی تصمیم گیری در آن بسیار راحت می باشد و تصمیم صحیح به راحتی برای شخص قابل تشخیص می باشد.

۲- برخی امور نیاز به تحقیق و بررسی دارد تا فرد بتواند تصمیم صحیح را شناسایی کند.

۳- در برخی امور بعد از تحقیق و بررسی به تصمیم صحیح نمی رسیم که در این صورت باید به کارشناسان و انسان های باتجربه مراجعه کنیم تا ما را در گرفتن تصمیم صحیح یاری کنند.

۴- در برخی موارد پس از اجرای روش های بالا یعنی تحقیق و استفاده از کارشناسان و اهل تجربه باز هم شخص نمی تواند تصمیم دقیق و صحیح را بگیرد و همچنان متردد است و ذهنش آرام نمی گیرد در این چنین شرایطی استخاره بهترین روش می باشد.

استخاره به معنای طلب خیر کردن و خواستار خوبی و نیکی بودن است ما در استخاره از خداوند می خواهیم خیر را به ما نشان دهد و ما را به سوی تصمیم صحیح که به نفع دنیا و آخرت ما می باشد هدایت کند . طبیعی است که این درخواست از خداوند با باز کردن قرآن , غزلیات و حافظ و استفاده از حروف ابجد و طالع بینی و استفاده از ماه تولد صورت نمی گیرد بلکه این روش ها خرافات محض می باشد که با شرع و دین و عقل و منطق هم خوانی ندارد. پس چگونه استخاره شرعی و صحیح را انجام دهیم؟

طبق احادیث و روایات صحیح رسول الله صلی الله علیه و علی آله وسلم استخاره را که شامل دو رکعت نماز و دعای استخاره بعد از نماز بوده است به یارانش یاد می داده است که روایت آن در صحیح بخاری چنین است:

از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وعلی آله و سلم استخاره را به ما همانند سوره‎ای از قرآن یاد می‎دادند و می فرمودند: هر فردی که قصد کاری نماید دو رکعت نماز سنت اداء کند و بعد از آن این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ وَأَسْتَقْدِرُکَ بِقُدْرَتِکَ وَأَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ الْعَظِیمِ فَإِنَّکَ تَقْدِرُ وَلَا أَقْدِرُ وَتَعْلَمُ وَلَا أَعْلَمُ وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ خَیْرٌ لِی فِی دِینِی وَمَعَاشِی وَعَاقِبَةِ أَمْرِی (عَاجِلِ أَمْرِی وَآجِلِهِ) فَاقْدُرْهُ لِی وَیَسِّرْهُ لِی ثُمَّ بَارِکْ لِی فِیهِ وَإِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِی فِی دِینِی وَمَعَاشِی وَعَاقِبَةِ أَمْرِی (عَاجِلِ أَمْرِی وَآجِلِهِ) فَاصْرِفْهُ عَنِّی وَاصْرِفْنِی عَنْهُ وَاقْدُرْ لِیَ الْخَیْرَ حَیْثُ کَانَ ثُمَّ أَرْضِنِی (رضِّنِیِ بِه)»

ترجمه دعا: بار خدایا به وسیله علمت از تو طلب خیر می‌کنم و بوسیله قدرتت از تو توانایی می‌خواهم و از تو فضل و بزرگی‌ات را می‌طلبم. زیرا تو توانایی و من توانایی ندارم، و تو می‌دانی و من نمی‌دانم و تو به امورات غیب و پنهانی آگاه هستی. خدایا! اگر این کار در دین و در امور زندگی و در سرانجام کارم چه در دنیا و چه در آخرت برایم نیکو است آن را برایم مقدر و آسان کرده و در آن برکت بیانداز و اگر این کار در دین و در امور زندگی و در سرانجام کارم چه در دنیا و چه در آخرت باعث شر و بدی است آن را از من دور فرما و مرا از آن دور نما و خیر و نیکویی را هر کجا باشد برایم مقدر نموده و سپس مرا راضی و خشنود بگردان.

می تواند در دعا موضوع تصمیم گیریش را نیز نام ببرد هم چنین اگر عربی بلد نیست می تواند دعا را به فارسی بگوید در این دعا از خداوند می خواهد که او را در گرفتن تصمیم صحیح یاری کند هر آنچه  پس از اجرای این استخاره دلش و ذهنش به سوی آن تمایل کرد در آن خیر است. این استخاره شرعی می باشد که رسول الله به یارانش یاد می داده است.

می توان در هر تصمیم گیری حتی در سه نوع اول که در بالا آمده است نیز استخاره کرد اما استخاره می بایست پس از به کار گرفتن اسباب همچون تحقیق و مشورت با کارشناسان باشد و نباید به بهانه استخاره از تحقیق و مشورت خودداری کرد.

استخاره را خود شخص انجام می دهد و هیچ نیازی به مراجعه به اشخاص دیگر برای استخاره گرفتن نیست.

استخاره نوعی مشورت با خداوند می باشد و هیچ کس از استخاره پشیمان نشده است.

سایت تابش


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:38 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

زیباترین چیز ذات خداوند متعال است، به همین جهت بهترین و زیباترین نعمت در بهشت که بهشتیان از آن شادمان می گردند، نگاه به چهره الله سبحانه و تعالی است؛ و این بالاترین و بزرگترین نعمت در بهشت است، حتی در بعضی از روایات آمده است که وقتی اهل بهشت پروردگارشان را ملاقات می کنند همه نعمتهای بهشت را فراموش می کنند.

رسول الله صلى الله علیه وسلم می فرمایند: "إنّ الله جمیلٌ یحب الجمال" (صحیح مسلم 1/ 93) , خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد.

معنای این حدیث چیست؟

زیبای خداوند در چیست؟

چه چیزهایی نزد خداوند زیبا هستند؟

امام ابن قیم (رحمة الله علیه) زیبایی خداوند را در چهار چیز ذکر می کنند:

1 - زیبایی ذات خداوند.

2 - زیبایی اسم های خداوند.

3 - زیبایی صفات خداوند.

4 - زیبایی افعال خداوند.

زیباترین چیز ذات خداوند متعال است، به همین جهت بهترین و زیباترین نعمت در بهشت که بهشتیان از آن شادمان می گردند، نگاه به چهره الله سبحانه و تعالی است؛ و این بالاترین و بزرگترین نعمت در بهشت است، حتی در بعضی از روایات آمده است که وقتی اهل بهشت پروردگارشان را ملاقات می کنند همه نعمتهای بهشت را فراموش می کنند.

پس عظیم ترین نعمت رویت خداوند متعال در بهشت است.

دوم: زیبایی اسمهای خداوند

همه اسمهای خداوند زیبا و قشنگ است، خداوند در قرآن می فرماید: (وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى) و برای الله نامهای زیباست.

الحسنی: یعنی زیبایی در نهایت خودش. پس اسمهای الله همگی زیبا و قشنگ هستند.

سوم: زیبایی صفات خداوند

صفات خداوند نیز مانند اسم هایش زیباست.

چهارم: زیبایی افعال خداوند

همه فعل های خداوند زیباست، امام ابن قیم افعال خداوند را دایره ای بین عدل و فضل و احسان می داند.

خداوند متعال به کسی ظلم نمی کند، و کارهایش منزه و یاک از هر نوع عیب و نقص است.

پس مقصود از زیبایی خداوند (ان الله جمیل) همان زیبایی های چهار گانه (زیبایی ذات- زیبایی اسمها- زیبایی صفات - زیبایی اعمال) می باشد.

حال ادام? حدیث که می فرماید: خداوند "یحب الجمال" است، یعنی زیبایی را دوست دارد، چگونه است؟

سوال اینجاست که خداوند چه زیبایی را دوست دارد؟ یا به عبارت دیگر الله متعال چه زیبایی را از بندگانش می خواهد؟

امام ابن قیم در کتاب الفوائد زیبایی که خداوند از بندگانش می خواهد را بیان می کنند، و می فرماید: خداوند زیبایی اخلاق، زیبایی صفات، زیبایی دلها، زیبایی زبان ها را دوست دارد.

پس شخص مسلمان سخنانش همیشه زیباست، سخن نمی گوید مگر آنچه شایسته و صحیح باشد، سخنان بیهوده و لغو را ترک می کند.

از سخنی که پروردگارش را ناخشنود می کند دوری می جوید.

همچنین قلب مومن زیباست چرا که شرک و حسد و کینه و دیگر گناهان در آن جای ندارد، بلکه در قلب او اخلاص و راستگویی و توکل و حسن طن به خداوند، جای گرفته است.

این همان زیبایی قلب است که خداوند از بندگانش می خواهد.

همچنین خداوند زیبایی ظاهر و باطن بندگانش را می خواهد:

دین اسلام دین فطرت است انسانها را به تمیزی و پاکی فرا می خواند، و از آنها می خواهد ظاهری آراسته و اخلاقی زیبا داشته باشد. پوشش زیبا و آراسته که مطابق با شریعت اسلام باشد جز زیبای های ظاهری است که خداوند آن را دوست دارد

در روایت صحیح مسلم آمده است: که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

«لا یدخل الجنة من كان فی قلبه مثقال ذرة من كبر» قال رجل: إن الرجل یحب أن یكون ثوبه حسنا ونعله حسنة، قال: «إن الله جمیل یحب الجمال، الكبر بطر الحق، وغمط الناس»

«كسی كه در قلبش مقدار اندکی کبر و غرور باشد، وارد بهشت نمی شود»، مردی گفت: همانا شخص دوست دارد که لباس اش زیبا باشد و کفش اش زیبا باشد، رسول الله فرمود: «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد، کبر یعنی انکار حق، و تحقیر نمودن دیگران».

همچنین خداوند دوست دارد که قلب، زبان، گوش، چشم و دست و پای هر یک از شماها به حرام نزدیک نشود.

هر کس هر کدام از اعضای بندنش را به گناهان آلوده می سازد پس به وی می گوییم زیبایی که خداوند ان را دوست دارد نزد تو یافت نمی شود.

همان طور که ما انسان ها دوست داریم در مقابل دیگران آراسته و زیبا باشیم پس بایستی برای زیبایی درون نیز تلاش کنیم.

رسول گرامی اسلام در حدیثی می فرمایند: "إنّ الله لا ینظر إلى صوركم ولكن ینظر إلى قلوبكم وأعمالكم" (صحیح مسلم ا/1987) , خداوند

به چهره های شما نمی نگرد و لیکن به دلها و اعمال شما می نگرد.

پس بیایید با پاک نگه داشتن دل ها از پلیدی ها و گناهان و معاصی، به خودمان زیبایی درون بخشیم
[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:34 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

شهادت عمردر صبحگاه یکشنبه 23 ذی الحجة سال 23 هجری در هنگام ادای نماز فجر در محراب پیامبر گرامی صلی الله و علیه و آله و سلم در مسجد آن حضرت در شهر مدینه خلیفه راشد عمر فاروق عدالت گستر بی همتای تاریخ بشر رضی الله عنه بدست ابولولوی مجوسی در نتیجه یک توطئه و سازش جهانی و مشترك دشمنان اسلام خنجر مسموم خورد و سه روز بعد یعنی چهار شنبه سال 23 هجری به درجه رفیع شهادت نایل گردید.


براستی که عمر فاروق رضی الله عنه نقطه عطفی در تاریخ بشر بود از لحظه مسلمان شدن تا لحظه شهادت؛ ایشان یک استثای واقعی در تاریخ بود یک قهرمان نابغه یک ابرمرد بی مثال و یک مؤمن بی بدیل.
آری عمر فاروق جهان كفر و شرك را لرزاند اسلام و اهل ایمان را به توفیق الله عزت و افتخار بخشید . نسیم عدالت عمر فاروق تمام جهان را معطر نمود دشمنان را حتی عاشق و شیفته اسلام نمود كه در نتیجه ساسانی زدگان کشور ما که از ظلم و ستم ستمگران ساسانی به ستوه آمده بودند به سوی اسلام آغوش گشودند ، چون نمونه عدالت عمری خستگی چند هزار ساله را از فكر و روانشان دور نمود و ناخود آگاه فریاد می کشیدند اسلام اسلام.
از شرق تا غرب از مصر تا آفریقا همه جا همین ولوله و غوغا بپا بود هر جاسخن از اسلام و عدالت اسلامی بود. اما از سوی دیگر سران و سردمداران و مصلحت طلبان عقده ای فارس و روم و یهود و منافقین که طعم تلخ شکستهای پیاپی نظامی و هدر رفتن توطئه های مكارانه و پیچیده آنان و نیز از دست دادن قدرت و مکانت و آبرو حیثیت کاذبشان آنان را حواس باخته کرده بود در فکر انتقام بودند و از درد شکست و حسادت خواب و آرامش نداشتند.
لذا طراحی کردند و اجرا نمودند سناریو بسیار مسخره و سبک بود. ظاهر قضیه همین که یک غلام مجوسی که حقش ضایع می شد انتقام گرفت و تمام شد! اما حقیقت غیر از این بود عمر فاروق امپراطور خاک نشین؛ تاج و تخت قیصر و کسرا را به هم ریخته بود یگانه ابرمرد روزگار که سر بر خشت خام می گذاشت و در فضای مسجد می خوابید! فاتح و جهانگشای زاهدی که حشم و خدم که هیچ حتی یک نگهبان ساده هم نداشت خواب از چشم کاخ نشینان ربوده بود.
عمر با لباس پیوند خرده و نان جوین و زندگی فقیرانه؛ اسلامی که در لابلای اوراق نورانی قرآن نوشته شده بود و او خود و سایر شاگردان محمد رسول الله صلی اله و علیه و آله و سلم مستقیما آنرا از زبان مبارک معلم بشریت شنیده و آموخته بودند ترجمه کرد! به چه زبانی؟ به زبان عمل!
کافر و مسلمان با چشم سر می دیدند که اسلام راه می رود اسلام ابهت دارد اسلام عدالت دارد اسلام صداقت دارد اسلام مظلوم را نوازش می کند و حقدار را ستایش می کند اسلام حافظ حقوق مردم است اسلام به مردم می بخشد اسلام از کسی چیزی نمی خورد اسلام حافظ جان و مال و ناموس و آبرو و حقوق ملتهاست اسلام شعار نمی دهد.
اسلام نفاق و تفرقه ایجاد نمی کند ، اسلام حتی در جنگ عدالت دارد حتی دشمن را بعد از اسارت نه تنها نمی کشد و آزار و شکنجه نمی دهد که از او پذیرایی می کند! اسلام لعن و نفرین و کینه و دشمنی نمی آفریند و نمی آموزاند بلکه بر عکس اسلام کینه ها را می زداید زنگارها را صیقل می دهد!
اسلام با مخالفانش عدالت می کند اسلام خود را به زور به کسی تحمیل نمی کند اسلام فقط فاتح دلهاست مسئولیت اسلام آشتی دادن انسانها با خالق و مالك و معبود حقیقشان است اسلام فقط انسانهای فراری از خویشتن را متوجه سرنوشت آینده می کند اسلام به روشهای مختلف انسانی که بر خود و آینده و سرنوشت خود ظلم می کند را از خواب غفلت و آتش خشم و شهوت بیرون می آورد و از کژراهه ها و پرتگاهها نجات می بخشد از هلاکت و بدبختی به سعادت و رحمت و شفقت و محبت می کشاند.....
وقتی دشمنان کینه توز ترجمه مفصل و عملی اسلام را در وجود انسانها دیدند وقتی در وجود و جامعه و خانوده اثر بهار ایمان را دیدند وقتی ملاحظه کردند که اسلام انسانهای وحشی و درنده خوی و چپاولگر را؛ فرشته صفتانی می سازد که عوض خویش و خویشان مشتاق و شیفته خدمت به دیگران هستند و عوض طلب کردن و تلاش و تکاپو برای دریافت حق و حقوق خود مشغول تکاپو برای ادای حقوق دیگران هستند!
وقتی دیدند اسلام انسانهایی می سازد که بدون پلیس و پی گرد پس از ارتکاب جرم با پای خود و اختیار خود و میل خود نزد قانون و مجری قانون می آید و می گوید پاکم کن! و می داند که قاون یعنی چه و اجرای قانون یعنی چه با این وجود خودش می آید چون اسلام وجدانها را بیدار می کند!
در اسلام حکومت ایمان و عقل و وجدان بر وجود و کالبد انسان است. رمود کنترول و هدایت انسان را دست خودش می دهد که در پرتو قانون الهی خودش بداند کجا جریمه می شود و کجا تشویق؟
پس اینجا بود که دشمنان هراسان شدند و گفتند اگر اسلام این است دیگر جایی برای رانت خواری نیست جایی برای اقربا پروری نیست جایی برای سودجویی نیست لذا دیوانه وار در فکر انتقام بر آمدند و نقد و فوری از کسی انتقام گرفتند که در نبود صاحب شریعت صلی اله و علیه و آله و سلم مأمور ترجمه اسلام شده بود و چنان در این کار موفق بود که دوست و دشمن به همت و شجاعت و اخلاص و مدیریت ایشان آفرین می گفتند.
خلاصه نقشه مشترک دشمنان اجرا شد و عمر فاروق به شهادت رسید.
آری ، ای کوه ها بلرزید و ای آسمان ها خون گریه کنید که عمر ، امپراطور بلامنازع و کهنه پوش و نان جوین خور نیمی از عالم شهید شد.
عمر ، شهید شد.

[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:29 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

این کشور غیر مسلمان در مقایسه با کشورهای اسلامی بیشترین جمعیت مسلمانان را به خود اختصاص داده است...


به گزارش  پایگاه خبری  عرب نیوز، هند تنها کشور غیراسلامی است که تعداد مسلمانان آن در مقایسه با کشورهای اسلامی، بیشترین جمعیت را به خود اختصاص داده است.
بنابراین گزارش، هند بیش از 200 میلیون مسلمان دارد .
با وجود گستردگی اسلام در هند، مسلمانان این کشور با مشکلاتی ناشی از عدم درک حقایق اسلامی توسط هندوها و خشونتهای مذهبی  روبه رو هستند.
در همین باره، تبلیغات اسلام هراسی در رسانه های هند نیز دلیل مهمی برای درک نادرست از حقایق اسلامی است، به طوری که یک اشتباه کوچک مسلمانان را بزرگ نشان می دهند، درحالی که برخی جنایتهای هندوهای تندرو را در رسانه های خود منتشر نمی کنند.
همچنین، برخی از رسانه های هندو نیز تلاش می کنند تا پیامبر اسلام را خدا ی مسلمانان نشان دهند به جای اینکه به عنوان انسان کاملی معرفی نمایند که از سوی خدا به مقام پیامبری مبعوث شده است.
این درحالی است که مسلمانان هند تلاش می کنند با چاپ بیش از دهها عنوان کتاب و نشریه در سال و شرکت فعال در انتخابات محلی و پارلمانی این کشور، به دنبال برقراری رابطه ای منطقی و مناسب با روشنفکران، سیاستمداران و فعالان مدنی غیر مسلمان باشند.
مسلمانان هند همچنین تلاش می کنند با رفتار خود ، به طور عملی تعالیم اسلام را به پیروان سایر ادیان در این کشور آموزش دهند و درهمین راستا برای حفظ همبستگی و اتحاد میان اقوام گوناگونی که در هند زندگی می کنند، بسیاری از مسلمانان در مراسمهای مذهبی غیر مسلمانان شرکت می کنند و به آنها نیز اجازه می دهند که در مراسمهای اسلامی شرکت نمایند.
از سوی دیگر مسلمانان هند برای توانمند سازی زنان هندی و افزایش آگاهی آنان با کمک تعالیم اسلامی، تلاش می کنند

[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:27 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

بازیکن مسلمان تیم فوتبال چلسی،تصمیم دارد برای ترویج دین اسلام مسجدی را در زادگاه خود درسنگال بنا کند.«دمبا با»،بازیکن مسلمان تیم فوتبال چلسی،تصمیم دارد برای ترویج دین اسلام مسجدی را در زادگاه خود درسنگال بنا کند.دمبا اعلام کرده که هزینه ساخت این مسجد را به طور کامل پرداخت خواهد کرد


مهاجم لیگ دسته اول فوتبال در انگلیس که به عنوان یک مسلمان معتقد شناخته شده است در بیشتر مواقع خوشحالی اش از به ثمر رساندن گل را با سجده در برابر خداوند نشان می دهد.
دمبا در گفتگو با روزنامه ایندیپندنت گفت:یک مسلمان خوب یک انسان خوب است و من سعی می کنم که انسان خوبی باشم.
این اظهارات او یک هفته پس از آن بود که ماجرای کمک کردن او برای ساخت مسجد در زادگاهش در یک روزنامه سنگالی منتشر شد.
«با» جزو 40 فوتبالیست برتر در لیگ دسته اول انگلیس است که مناسک عبادی خود را به عنوان مسلمان به جای می آورند.
این در حالی است که افزایش استخدام بازیکنان با استعداد آفریقای غربی، موانعی را که قبلا بازیکنان مسلمان با آن مواجه بودند،شکسته است.


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:23 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

تو را به خدا ، می دانی مرد واقعی کیست ؟

به خدا قسم مرد واقعی کسی است که  در خلوت خود و زمانی که می تواند به راحتی گناه کند

تامل کند و به یاد آورد که خداوند او را می بیند

و زمانی که به نگاه های خداوند به خود فکر می کند ، شرم و حیاء وجودش را فرا بگیرد

چگونه می تواند نافرمانی او را بکند در حالی که الله همیشه او را می بیند

ترمذی در حدیث صحیح از ابوذر رضی الله عنه روایت می کند که ابوذر گفت :

یک بار پیامبر خدا(ص) این آیه را خواند :


“‏آیا ( جز این است كه ) مدّت زمانی بر انسان ( در شكم مادر ، به گونه نطفه و جنین ) گذشته است و او چیز قابل ذكر و شایسته توجّه نبوده است‌ ؟ !‏”

ابوذر گفت پیامبر آیه را کامل خواند و سپس فرمود :

" قطعا من چیزهایی را می بینم که شما نمی بینید و چیزهایی را می شنوم که شما نمی شنوید "

"آسمان داد می زند و فریاد می کشد ، و حق دارد که چنین کند "

"در آسمان ها جای خالی حتی برای چهار انگشت وجود ندارد زیرا ملائک در تمام طول و عرض آسمان مشغول قیام و سجده برای الله متعال هستند"

"به الله قسم اگر آنچه را که من می دانم شما نیز می دانستید ، کمتر می خندیدید و بسیار گریه می کردید ."

مواظب باش که بخشندگی و کرم خداوند سبب غفلت تو نشود .

و چه گناه کارانی که خداوند به تدریج گریبانشان را گرفت و چه ظالمان و ستمگرانی که خداوند نابودشان ساخت .

زمانی که نفس تمایل به گناهی دارد ، او را به یاد نگاه های خداوند بیانداز

نگذار که خداوند حقیرترین کسی باشد که به تو نگاه می کند

اگر روزی خود را در میان کشاکش نفسانی یافتی و نفس اماره تو را به گناه دعوت می کرد

به نفس بگو  "از نگاه های الله شرم می کنم "

کسی که تاریکی را آفرید من را نیز در میان آن می بیند .

اگر معتقدی که الله تو را نمی بیند ، پس چه کفر بزرگی مرتکب شده ای

و اگر نافرمانی و عصیان پیشه می کنی در حالی که می دانی او تو را می بیند ، پس بدان بسیار وقیح  و گستاخ هستی

در این حالت بسیار وقیح و بی حیا هستی

ای مسکین با کدام بدن در مقابل الله می ایستی ؟

و با کدام زبان جواب او را می دهی ؟

برای سوالاتی که از تو پرسیده می شود جوابی آماده کن ، و برای پاسخ هایت دلیل و برهان

 

( از قول خدا به مردمان ) بگو : ای بندگانم ! ای آنان كه در معاصی زیاده‌روی هم كرده‌اید ! از لطف و مرحمت خدا مأیوس و ناامید نگردید .

 قطعاً خداوند همه گناهان را می‌آمرزد . چرا كه او بسیار آمرزگار و بس مهربان است .‏



[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:19 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
عبارت (ورود اشخاص زیر 18 سال ممنوع است) عبارتی است که در سایت های مستهجن و شبکه های غیر اخلاقی از آن استفاده می شود.

خوب وقتی شما 18 سالتون هست به این معنیه که  شما شخص بالغ و عاقلی هستید  و آنچه را که انجام می دهید با آگاهی کامل انجام می دهید.

پس لطفا سوال های زیر را با بله یا خیر جواب دهید.

آیا می دانیم در هنگام مشاهده ی این گونه سایت ها  و شبکه ها الله سبحانه و تعالی و ملائکه نظاره گر اعمال ما هستند ؟ جواب بده ای مسلمان

آیا می دانیم که این اعمال در نامه ی اعمال ما ثبت شده و در قیامت عرضه می گردد ؟

آیا می توانیم ضمانت کنیم که تا بعد از مشاهده ی این نوع فیلم ها در قید حیات خواهیم بود و فرصت توبه خواهیم داشت ؟

آیا می دانیم که اگر در آن لحظه ی گناه بمیریم , در همان حالت محشور خواهیم شد ؟

آیا از پروردگارمان که هر لحظه ناظر ماست شرم نمی کنیم ؟


آیا قادر به تحمل غضب و خشم خداوند هستیم ؟

آیا خواهیم توانست عذاب وحشتناک قبر را تحمل کنیم ؟

آیا می توانیم عذاب روز قیامت را تحمل کنیم ؟

اگر از آن دسته از کسانی نیستیم که به مشاهده ی این امور مستهجن مشغولیم , پس گوارایمان باد نزدیکی به پروردگارمان و خدایی نکرده اگر از دسته دوم هستیم , امیدوام این موضوع را سببی برای توبه کردن خود قرار دهیم و هرگز آیات زیر را فراموش نکنیم :

" قلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53) وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ (54) وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (55) أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ (56) أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِی لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (57) أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِی كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ (58) بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ آَیَاتِی فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنْتَ مِنَ الْكَافِرِینَ (59) وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَى الَّذِینَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَلَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْمُتَكَبِّرِینَ (60) وَیُنَجِّی اللَّهُ الَّذِینَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ لَا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (61) اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ " (62)

بگو اى بندگان من كه بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت‏ خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است (53) و پیش از آنكه شما را عذاب در رسد و دیگر یارى نشوید به سوى پروردگارتان بازگردید و تسلیم او شوید (54) و پیش از آنكه به طور ناگهانى و در حالى كه حدس نمى‏زنید شما را عذاب دررسد نیكوترین چیزى را كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل آمده است پیروى كنید (55) تا آنكه [مبادا] كسى بگوید دریغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزیدم بى‏تردید من از ریشخندكنندگان بودم (56) یا بگوید اگر خدایم هدایت مى‏كرد مسلما از پرهیزگاران بودم (57) یا چون عذاب را ببیند بگوید كاش مرا برگشتى بود تا از نیكوكاران مى‏شدم (58) [به او گویند] آرى نشانه‏هاى من بر تو آمد و آنها را تكذیب كردى و تكبر ورزیدى و از [جمله] كافران شدى (59) و روز قیامت كسانى را كه بر خدا دروغ بسته‏اند رو سیاه مى‏بینى آیا جاى سركشان در جهنم نیست (60) و خدا كسانى را كه تقوا پیشه كرده‏اند به [پاس] كارهایى كه مایه رستگارى‏شان بوده نجات مى‏دهد عذاب به آنان نمى‏رسد و غمگین نخواهند گردید (61) خدا آفریدگار هر چیزى است و اوست كه بر هر چیز نگهبان است (62)

 

و حال بعد از اتمام این موضوع , انتخاب با ماست , یا باغ های بهشتی با نهرهای روان را انتخاب می کنیم یا دوزخ و عذاب را . هم اکنون انتخاب کن

وصلى الله وسلم وبارك على نبینا محمد وعلى آله وصحبه وسلم


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:16 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
هنگامی که شایع شد آیه‌هایی در باره رسوایی پدرش عبدالله بن أبی نازل شده است، و قرآن آشکارا دشمنی ابن أبی را در باره پیامبر بیان کرده و شایع شده محبت به رسول اللهبود که پیامبر او را خواهد کشت، پس این عبدالله که مسلمانی صادق و باایمان است و سخت پیامبر را دوست دارد، نزد پیامبر می‌آید و می‌گوید: ای رسول خدا (ص) به من خبر رسیده است که می‌خواهی پدرم را به سزای بدی‌هایی که از او به تو رسیده است به قتل برسانی، اگر چنانکه قصد کشتن او را داری، به من فرمان ده تا او را بکشم...

عبدالله بن عبدالله بن ابی بن سلول (از دیگر محبان آن حضرت) است.
آنچه را در قرآن کریم در بارة پدر منافقش نازل شد، می‌شنود، آنجا که خداوند از قول ابن سلول می‌فرماید: ﴿یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَـٰكِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ﴾( منافقون، آیة 8). «اگر به مدینه برگردیم، قطعاً آن که عزتمندتر است، آن  که زبون‌تر را از آنجا بیرون خواهد کرد» همچنان که خداوند تعالی از او خبر داد، عبدالله نزد پدرش می‌آید، در حالی که شمشیرش را از نیام برکشیده و آن را بر سر پدرش می‌گذارد و به او می‌گوید: سوگند به خدا آن را در نیام نمی‌گذارم، مگر این که بگویی محمد عزتمندتر و گرامی‌تر است و من زبون‌تر و پست‌تر می‌باشم، پدرش گفت: وای بر تو! محمد (ص) عزتمندتر است و من زبون‌تر.
پس این خبر به رسول خدا (ص) رسید و سبب شگفتی و تعجب پیامبر گردید و برای این کار از او سپاسگذاری کرد.

(عبدالله) آن پسر باایمان:
محبت و دوستی عبدالله نسبت به پیامبر در این حد و مرز متوقف نمی‌شود، هنگامی که شایع شد آیه‌هایی در باره رسوایی پدرش عبدالله بن أبی نازل شده است، و قرآن آشکارا دشمنی ابن أبی را در باره پیامبر بیان کرده و شایع شده بود که پیامبر او را خواهد کشت، پس این عبدالله که مسلمانی صادق و باایمان است و سخت پیامبر را دوست دارد، نزد پیامبر می‌آید و می‌گوید: ای رسول خدا (ص) به من خبر رسیده است که می‌خواهی پدرم را به سزای بدی‌هایی که از او به تو رسیده است به قتل برسانی، اگر چنانکه قصد کشتن او را داری، به من فرمان ده تا او را بکشم و سرش را نزد تو بیاورم، سوگند به خدا که مردمان خزرج می‌دانند که در میان ایشان هیچ مردی از من نسبت به پدر و مادرش.....

نیکوکارتر نیست، و ترسم از این است که به کسی دیگر غیر از من فرمان دهی که او را به قتل رساند، و نفسم به من اجازه ندهد که به قاتل پدرم که در میان مردم روان است نظر افکنم، و او را بکشم، و این سبب شود که به علت قتل کافری مردی مسلمان را به قتل رسانم و به سبب آن وارد دوزخ شوم.
اینگونه عبدالله بن عبداله  بن أبی با پیامبر گرامی (ص) سخن گفت، و عبارتی گویاتر و شیواتر از این عبارات با وجود شیوایی و اختصار آن سُراغ ندارم، این که بتواند خواسته‌ها و حالات نفسانی و عاطفی را بیان نماید که از نظر تأثیر نیرومندترین عوامل آشفتگی و نابسامانی را در خاطر آدمی ایجاد می‌کند، و در آن دلائل و علت‌های نیکویی نسبت به پدر آشفتگی و نابسامانی پیدا می‌کند، و صداقت و ایمان راستین و محبت رسول خدا (ص) با جوانمردی و غرور عربیت و حرص و آزمندی بر آرامش مسلمین روی می‌نماید، تا این که میان مسلمانان فتنه‌ها و خونخواهی‌های بی‌مورد ایجاد نشود.
این حالت پسری است که می‌بیند، پدرش کشته خواهد شد، با وجود این از رسول خدا (ص) نمی‌خواهد که پدرش را نکشد، زیرا ایمان و یقین دارد که هرآینه رسول خدا (ص) دستور و فرمان خدا را انجام می‌دهد، او میان نیکی و محبت به پدر و آنچه که نخوت و کرامت عربیت اقتضا می‌کند به خونخواهی از قاتل پدر برخیزد، بیم‌ناک است.
می‌خواهد بر خود وادارد که پدرش را بکشد و سر وی را نزد رسول خدا (ص) آورد، هرچند انجام این کار دلش را پاره پاره و جگرش را می‌شکافد، و حال این که از این بی‌عدالتی که [پدرش منافق است] او را بر انجام آن کار وادار می‌کند، صبر و شکیبایی در ایمانش می‌یابد.
کدام دژخیم و جلاد میان ایمان و عطوفت و خوی و منش اخلاقی سخت‌تر و شدیدتر از این دژخیم است [یعنی عبدالله ابن سلول که منافقی او سبب می‌گردد که فرزند مؤمن و با محبتش را به قتل پدرش وادار کند]؟ و کدام فاجعه و حادثه ناگوار روحی و روانی برای صاحبش کشنده‌تر و غافلگیرتر از این مصیبت است؟ آیا می‌دانی رسول بزرگوار (ص) بعد از شنیدن سخن عبدالله چه پاسخ گفت؟
به او فرمود: قطعاً ما او را نه تنها نمی‌کشیم، بلکه با او مدارا می‌کنیم و تا زمانی که با ماست با  او به نیکی رفتار می‌کنیم.
چه زیبا و با شکوه است این عفو و بزرگی محمد (ص) نسبت به کسی که مردم مدینه را بر او و یارانش تحریک می‌کند و می‌شوراند.
با مدارا و نرمی رفتار می‌کند. بنابراین، مهربانی و عفو آن حضرت نسبت به او اثرش از کیفردادن او – اگر به انجام می‌رسانید – بیشتر است.
پس از این رویداد اگر عبدالله بن اُبی حادثه‌ای به وجود می‌آورد، قومش بر او خرده می‌گرفتند، و به او می‌گفتند که هرآینه زندگی وی هدیه‌ای بوده است که محمد (ص) به او بخشیده است.

دلسوزی و مهربانی پیامبر بزرگوار (ص):
رسول خدا (ص) این جایگاه بزرگ را به عبدالله با ایمان اختصاص داد، هنگامی که به پیامبر خبر رسید که عبدالله ابن اُبی منافق در حال مرگ است، فرمود: وقتی که وسایل کفن و دفن او را فراهم آوردید مرا آگاه کنید تا بر او نماز گزارم. (یا مشابه با این سخن فرمود) با وجود مخالفت عمر (رض) پیامبر (ص) به خاطر بزرگداشت و احترام پسر مؤمن او بر وی نماز خواند.
در صحیح بخاری از قول ابن عباس (رض) روایت است که گفت: پیامبر خدا (ص) بر او نماز خواند، سپس بازگشت، و مدت زیادی از بازگشت او سپری نشده بود تا این که دو آیه از سورة مبارکة (بَراءَة) نازل شد: ﴿ وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ ..﴾( توبه، آیة 84) «هرگز بر هیچ مرده‌ای از آنان نماز مگذار و بر سر قبرش نایست».

نیکی بسیار و بخششی زیبا:
پیامبر خدا (ص) بر احسان و نیکویی می‌افزاید و پیراهن خود را به عبدالله می‌دهد تا با آن پدرش را کفن کند. عبدالله بن عمر گفت: وقتی که عبدالله بن اُبی مُرد، پسرش عبدالله نزد رسول خدا (ص) آمد و از او خواست تا پیراهنش را به وی عطا نماید تا پدرش را در آن کفن کند، و رسول خدا (ص) پیراهنش را به وی داد و سپس عبدالله از رسول خدا (ص) خواست تا بر او نماز بگزارد.
بی‌گمان محبت بسیار و شدید عبدالله نسبت به رسول خدا (ص) و آگاهی پیامبر (ص) از این محبت و دوستی سبب گردید تا رسول خدا (ص) نسبت به عبدالله و در بارة پدر منافقش تا این اندازه نرمش بخرج دهد و مدارا کند.
عشق و علاقه امر شگفت‌انگیزی است که فرد عاشق در دوستی به جایی می‌رسد که دوستی و محبت محبوب را بر دوستی و محبت خود ترجیح می‌دهد، حتی بر پدر و فرزند و همه مردمان.
پس خدای از عبدالله بن اُبی راضی و خشنود باد و این محبت را بر او گوارا گرداند.

[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:12 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

قالَ عَلی بْنُ اَبی طالِبٍ رَضِی اَللهُ عَنْهُ: «اَلتَّقْوی الخَوفُ مِنَ اْلجَلیلِ وَ اَلعَمَلُ بِالتَّنزیلِ وَ الرِضاءُ بِاْلقَلیلِ واْلاِسْتِعْدادُ لِیوْمِ الرَّحیلِ» تقوی عبارت است از: ترس از خداوند بلند مرتبه و عمل به قرآن و راضی بودن به اندک از مال دنیا و آماده بودن برای مرگ.

بشارت‌های خداوند به اهل تقوی در قرآن به صورت مختصر عبارتند از:

1ـ معیت و همراهی مخصوص خداوند با متقین؛ «إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقوْا...» نحل/128

2ـ برخورداری از علم و حکمت و فرقان؛ «یا ایها الَّذینَ آمَنُوا إنْ تتَّقُوا اللهَ یجْعَلْ لَکُمْ فُرقاناً»انفال/29

3ـ پاک شدن از گناه؛ «وَ مَنْ یتَّقِّ اللهَ یکَفِّرْ عَنْهُ سَیئاتِهِ...»الطلاق/5

4ـ آسان شدن کارها؛ «وَ مَنْ یتَّقِّ اللهَ یجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یسْراً»الطلاق/4

5ـ رهایی از غم و محنت و پریشانی؛ «…وَ مَنْ یتَّقِّ اللهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» الطلاق/2

6ـ روزی فراوان در کمال آرامش؛ «…وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لا یحْتَسِبُ» الطلاق/3

7ـ رهایی از عذاب آخرت و برزخ؛ «... ثُمَّ نُنَجّی الَّذین اتَّقَواْ…» مریم/72

8ـ کسب بزرگواری و کرامت و اکرمّیت؛ «... إنَّ اکْرَمَکُمْ عِنْدَالله أتْقاکُم»الحجرات/13

9ـ کسب محبوبیت خداوند؛ «... إنَّ اللهَ یحِبُّ الْمُتَّقینَ»التوبه/4

10ـ رسیدن به رستگاری و فلاح؛ «... وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحونَ»آل‌عمران/200

11ـ قبول صدقه و قربانی؛ «... إنَّما یتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقین»آلمائده/27

12ـ ساکن شدن در باغ‌های پرنعمت بهشت؛ «... إنَّ الْمُتَّقینَ فی‌جَنّاتٍ وَ عُیونٍ»الذاریات/15

13ـ شرفیاب شدن به حضور خداوند و لقاء او؛ «إنَّ المُتَّقینَ فی‌جَنّاتٍ و نَهَر فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِر»القمر/55-54

14ـ اصلاح امور و اعمال؛ «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سدیداً یصلح لکم اعمالکم» الاحزاب/71-70

15ـ استقبال بهشت از آن‌ها؛ «... و اُزلفت الجنة للمتقین غیر بعید» ق/31


[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 03:09 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




Pichak go Up

Online User

تعبیر خواب آنلاین