تبلیغات
جوانرود سیتی

جوانرود سیتی
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
طبق تعالیم اسلامی، ملاک نهایی در سنجش افراد سرانجام آنهاست و بسیار محتمل است فردی که در زمان حال و با نظر به گذشته، آدمی‌فاسدالاخلاق به نظر آید در آینده و در پایان عمر خویش توبه‌کار شود و رو به صلاح و راستی آرد و از این‌رو که ما علم غیب نداریم و از آینده بی‌خبریم نمی‌توانیم راجع به نهایت و فرجام کار او داوری کنیم. ضمن اینکه عاقبت و فرجام کار ما نیز، از غیبیات است و هیچ معلوم نیست که عاقبت ما بر چه رسم و شیوه‌ای خواهد بود و محتمل است فردی که به نظر حقارت در او نگریسته‌ایم عاقبت و آینده‌ای نیک و خداپسند داشته باشد و ما عاقبتی سوء و نافرجام. تجارب تاریخی در این زمینه مؤید است. ساحران فرعون چه سرنوشتی پیدا کردند و بلعم باعورا به چه فرجامی‌دچار شد؟ چه تعداد فراوانی که سالیان سال در مسیر رذالت و عناد سیر کردند اما نهایتا در شاهراه صلاح و فضیلت واقع شدند. پس چگونه می‌توان با نظر به وضعیت کنونی فردی و ضمن بی‌خبری از آینده‌ی خود و او، از سر تحقیر به او نگریست و خود را أجلّ از او و ارزنده‌تر از او قلمداد کرد. ذوالنون مصری می‌گوید: «لا تلقین أحداً بعین الازدراء والتصغیر، وإن کان مشرکا خوفا من عاقبتک وعاقبته فلعلک تسلب المعرفة ویرزقها؛ احدی را به چشم حقارت و خواری منگر، اگر چه مشرک باشد؛ به جهت بیمناکی از عاقبت خود و عاقبت وی؛ چرا که محتمل است معرفت از تو ستانده شود و روزی او گردد.»[حلیة‌الاولیاء:جلد9] عطار هم از ذوالنون نقل کرده که: «هیچ کس را حقیر مدار اگر چه مشرک بود، و در عاقبت او نگر که تواند که معرفت از تو سلب کنند و بدو دهند.»[تذکرة الاولیا] امام محمد غزّالی می‌گوید: «اگر بگویی چگونه ممکن است که نسبت به فاسقِ متظاهر به فسق و شخص بدعتگزار تواضع روا داشت، پس بدان که این با اندیشیدن در آنچه در پایان زندگی آن شخص روی می‌دهد، ممکن می‌شود. اگر از این منظر به کافر هم نظر شود در حق او نیز نمی‌توان تکبر ورزید. زیرا می‌توان تصور کرد که آن کافر، مسلمان شود و خاتمه‌ی حیات وی با ایمان باشد و آن متکبر بر کفر بمیرد.[احیاء‌ علوم الدین] «نوجوانان و جوانان بزهکاری که در یکی از مؤسسات تأدیبی امریکا، دوره‌ی بازسازی و بهروزی خود را طی می‌کردند خطاب به کشیشانی که هفته‌ای یک بار برای موعظه و ارشاد به آنجا می‌آمدند، نوشته بودند و بر درآن مؤسسه آویزان کرده بودند: لطفاً صبر داشته باشید، هنوز کار خدا با من تمام نشده است: واعظ صبور باش که ما را هنوز هم/ با این خدای مذهب تو افت و خیز‌هاست»[به نقل از: مهر ماندگار، مصطفی ملکیان، نشر نگاه معاصر، چاپ اول، 1385] مولوی می‌گوید: هیچ کافر را به خواری منگرید که مسلمان مردنش باشد امید چه خبر داری ز ختم عمر او تا بگردانی ازو یک‌باره رو[مثنوی،‌ دفتر ششم] حافظ شیراز هم،‌ با نظر بر این نکته گفته است: حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است کس ندانست که آخر به چه حالت برود
[ شنبه 16 آبان 1394 ] [ 12:13 ق.ظ ] [ اکبر عبدی ]

صالحان عبادت خود را پوشیده می ‌داشتند و از روی اخلاص برای خداوند و ترس از ریا، طاعاتِ خود را مخفیانه انجام می‌ دادند.

زبیر ـ رضی الله عنه ـ می ‌گوید: «هر کدام از شما که بتواند عملِ صالحِ مخفیانه داشته باشد، چنین کند.»

از میان سلف کسانی بودند که در مجلس ذکر نشسته و جلوی اشک خود را می‌ گرفتند و اگر نمی‌ توانستند بر گریهٔ خود غلبه کنند از مجلس بر می‌ خواستند.

برخی از فقرای مدینه نمی ‌دانستند غذایشان از کجا می‌ آید، تا آنکه علی بن الحسین، زین العابدین ـ رحمه الله ـ درگذشت دیگر غذایی به در خانه ‌شان نیامد، و هنگام غسل پیکر او اثر بند زنبیل را بر پشت او دیدند.

عبدالله بن مبارک ـ رحمه الله ـ در جهاد برای آنکه شناخته نشود چهرهٔ خود را می ‌پوشاند.

عبدالرحمن بن مهدی ـ رحمه الله ـ شب را به نماز می‌ ایستاد اما همین که احساس می ‌کرد کسی می ‌آید خود را به خواب می ‌زد!

ربیع بن خیثم کارهای نیک را تا جایی که می ‌توانست مخفیانه انجام می‌ داد و هنگامی که قرآن می‌ خواند اگر کسی به نزد او می‌ آمد آن را با لباس خود می ‌پوشاند.

پیشینیان این را می ‌پسندیدند که انسان حتما بخشی از کارهای نیکش را مخفیانه انجام دهد و حتی همسرش نیز از آن بی ‌اطلاع باشد.

شافعی می ‌گوید: «دوست داشتم مردم از من یاد بگیرند اما هیچ بخشی از آن علم به من نسبت داده نشود». می‌ گویند: از خشیت خداوند اشک او جاری شد و مردم او را در این حال دیدند. امام شافعی گفت: «سرما سختی خورده ‌ام!»

اما برخی از طاعات را نمی ‌شود مخفی کرد، یا به سبب طبیعت آن، مانند اذان و نماز جماعت، و یا به سبب منفعتی که در پی علنی انجام دادنِ آن به دست می ‌آید، مانند صدقه دادن برای تشویق دیگران به انجام این کار، و در هر صورت: «کارها به نیت‌ ها بستگی دارد.»


[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

الله تعالی می فرماید: (وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا)[1]. ترجمه: و با پدر و مادر، خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و یار مصاحب و مسافر رهگذر و بندگان خود نیکی کنید همانا الله متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد.

و از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: (من یأخذ عنی هؤلاء الكلمات فیعمل بهن أو یعلم من یعمل بهن؟ فقال أبو هریرة: فقلت أنا یا رسول الله فأخذ بیده وعد خمسًا وقال: اتق المحارم تكن أعبد الناس وارض بما قسم الله تكن أغنى الناس وأحسن إلى جارك تكن مؤمنًا، وأحب للناس ما تحب لنفسك تكن مسلمًا ولا تكثر الضحك فإن كثرة الضحك تمیت القلب)[2]. ترجمه: چه کسی از شما این سخنان را از من می گیرد سپس به آن عمل می کند و یا اینکه آن ها را به کسانی که به آن عمل می کنند یاد می دهد؟ ابو هریره می گوید: گفتم، من ای رسول الله، پس رسول الله صلی الله علیه و سلم دست او را گرفت و به او پنج چیز را یاد داد که عبارتند: از اعمال حرام دوری کن تا عابدترین انسان ها باشی، و به آنچه که الله به آن قسم خورده راضی باش تا غنی ترین انسان باشی، و به همسایه ات نیکی کن تا جزو مؤمنان باشی، و آنچه را که برای خودت می پسندی برای دیگران نیز بپسند تا جزو مسلمین باشی، و خنده ی زیاد نکن زیرا که خنده ی زیاد باعث مردن قلب می شود.

و از ابی شریح الخزاعی روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: (من كان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیحسن إلى جاره........ )[3]. ترجمه: کسی که به الله و روز قیامت ایمان دارد پس به همسایه اش نیکی کند.

و همسایه ها سه نوع هستند:

1ـ همسایه ای که غیر مسلمان است، پس چنین همسایه ای فقط حق همسایگی را دارد.

2ـ همسایه ای که مسلمان است، و چنین همسایه ای هم حق همسایگی و هم حق برادری در اسلام را دارد.

3ـ همسایه ای که هم مسلمان و هم از نزدیکان است، پس چنین همسایه ای سه حق دارد: حق همسایگی، حق برادری در اسلام و حق صله ی رحم.

 پس بر مسلمان واجب است که با همسایه اش رفتار نیک و خوبی داشته باشد، و باعث آزار و اذیت آنها نشود و از نگاه کردن به زنان و دختران آنان چشم بپوشد، زیرا که در آن نهی شدیدی است، چنانکه در حدیث از ابن مسعود روایت شده که گفت: (سألت رسول الله صلى الله علیه وسلم أی الذنب أعظم عند الله؟ قال أن تجعل لله ندًّا وهو خلقك، قال قلت له: إن ذلك لعظیم قال قلت: ثم أی؟ قال: ثم أن تقتل ولدك مخافة أن یطعم معك قال قلت: ثم أی؟ قال: ثم أن تزانی حلیلة جارك)[4]. ترجمه: از رسول الله صلی الله علیه و سلم پرسیدم کدام گناه نزد الله بزرگ است؟ فرمود: اینکه همراه الله شریکی قرار دهی در حالی که او تو را خلق کرده کرده است، گفت: به رسول الله صلی الله علیه و سلم گفتم: این گناه بسیار بزرگی است، سپس کدام گناه؟ فرمود: اینکه فرزندت را بکشی از ترس اینکه با تو غذا بخورد، ابن مسعود رضی الله عنه می گوید: سپس گفتم: کدام گناه؟ فرمود: زنا کردن با زن همسایه.

سپس الله تعالی این آیه را نازل کرد: (وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِكَ یَلْقَ أَثَاماً)[5]. ترجمه: و كسانی كه همراه با الله معبود دیگری را به فریاد نمی خوانند، و جانی را كه الله [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمی كشند، و زنا نمی كنند، و هر كس چنین كند كیفر آن را می بیند.

و حقوق همسایه بر همسایه بسیار زیاد است که برخی از آنها عبارتند از:

1ـ زمانی که از تو کمکی خواست به او کمک کنی، در حدیثی از جابر بن عبدالله روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: (من استطاع منكم أن ینفع أخاه فلیفعل)[6]. ترجمه: هر کسی از شما که می تواند به برادرش کمک کند، پس این را انجام دهد. بنابراین بهترین مردم کسانی هستند که به دیگران کمک می می کنند.

2ـ زمانی که فقیر شد و به کمک نیاز داشت، به کمک او برو، زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: (مثل المؤمنین فی توادهم وتراحمهم وتعاطفهم مثل الجسد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى)[7]. ترجمه: مثال مؤمنین در شفقت، دوستی و مهربانی مانند اعضای یک جسم هستند، زمانی که یک عضو آن به درد آمد سایر اعضا نیز بی قرار می شوند وتب می کنند. و بر مسلم واجب است که بداند مال او مال الله است و هیچ کس جز او نگهبان آن نیست، و الله تعالی می فرماید: (فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَه وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَه)[8]. ترجمه: پس هر کس مثقال ذره ای نیکی کرده باشد آن را می بیند * و هر کس مثقال ذره ای بدی کرده باشد آن را می بیند.

3ـ و زمانی که بیمار شد به عیادت وی برود، از علی رضی الله عنه روایت شده که گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (ما من مسلم یعود مسلمًا غدوة إلا صلَّى علیه سبعون ألف ملك حتى یمسی وإن عاده عشیة إلا صلَّى علیه سبعون ألف ملك حتى یصبح وكان له خریف فی الجنة)[9]. ترجمه: هر مسلمانی در هنگام صبح به زیارت برادر مسلمانش برود، تا شب هفتاد هزار فرشته برای او طلب استغفار می کنند، و اگر در شب هنگام، به زیارتش برود تا صبح هفتاد هزار فرشته برایش طلب استغفار می کنند، و به بهشت می رود.

و همچنین زیارت مریض باعث نزدیک شدن انسانها به یکدیگر می شود و همچنین باعث بالا رفتن معنویات  مریض می گردد.

و از سنت است که هنگام زیارت مریض به او گفته شود: (لا بأس علیك طهور إن شاء الله شفاك الله وعافاك) و یا اینکه بگوید: (أن یطمعه فی الحیاة وقرب الشفاء).

4ـ و اگر به همسایه اش خوشحالی رسید به او تبریک گوید و خوشحال اش را به او نشان دهد تا همسایه اش بداند که بین آنان به اندازه ای محبت است  که وقتی او خوشحال باشد همسایه اش نیز خوشحال است.

و همچنین زمانی که همسایه ات از سفر برگشت به او بگو: (الحمد لله الذی سلمك أو الحمد لله الذی جمع الشمل بك). ( خوش آمد بگوید، و بخاطر به سلامت رسیدنش الله را شکر کند).

و اگر می خواست ازدواج کند بعد عقد نکاح به او بگو: (بارك الله لكما وبارك علیكما وجمع بینكما فی خیر).

و اگر الله فرزندی به او داد بگو: (الله لك بالموهوب وشكرت الواهب وبلغ أشده ورزقت بره).

 و همچنین از حقوق همسایه این است که در هنگام مصیبت برای تسلیت نزدش برود و در تشییع جنازه نیز شرکت کند. و هرگز به آن ها ازار و اذیت نرساند و هر از گاهی به آن ها هدیه ای دهد و همیشه به آنها سلام کند اما صحبتش را با آنان طولانی نکند زیرا باعث اذیتشان می شود و .... .

وصل اللهم وسلم على نبینا محمد وعلى آله وصحبه وسلم.


[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]

ابن قیم رحمه الله درباره ی راهنمایی رسول الله صلی الله علیه وسلم در این باره می فرماید:

1.     هنگامی که دستش را در غذا می گذاشت، "بسم الله" می گفتند. و فرمود: "إذا أكل أحدكم فلیذكر اسم الله تعالى فإن نسی أن یذكر اسم الله فی أوله فلیقل بسم الله فی أوله وآخره"[1] ترجمه: زمانی که یکی از شما می خواهد غذایی بخورد "بسم الله" بگوید، و اگر فراموش کرد در ابتدا بسم الله بگوید، پس بگوید: "بسم الله فی اوله و آخره".

و حکم صحیح این است که گفتن "بسم الله" هنگام غذا خوردن واجب است. زیرا حدیث به صورت صریح و به صیغه ی امر وارد شده است، پس تعارضی برای آن وجود ندارد.

2.     زمانی که از غذا خوردن فارغ می شدند، این دعا را می فرمودند: "الحمد لله حمداً كثیراً طیباً مباركاً فیه غیر مكفیٍّ ولا مودَّع ولا مستغنى عنه ربَّنا عز وجل"[2] ترجمه: حمد و سپاس برای الله است، حمد و سپاس بسیار، خالص و پاک، مبارک از آن او، پروردگار عزوجل ماست که نعمت هایش برگردانیده نمی شود، و پایان ناپذیر است و انسان از او بی نیاز نمی باشد.

3.     از هیچ غذایی عیب و ایراد نمی گرفتند، اگر مورد علاقه اش بود می خورد و اگر دوست نداشت رهایش می کرد، و چیزی نمی گفت. فرمودند: "أجدنی أعافه إنی لا أشتهیه"[3] ترجمه: مرا می بینی که آن را رها می کنم زیرا به آن علاقه ندارم.

4.     و گاهی اوقات از غذا تعریف و تمجید می کردند، هنگامی که وی به خانواده اش گفت: آیا خورشی وجود ندارد؟ گفتند نه، فقط اندکی سرکه وجود دارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن می خورد و فرمود: "نِعْم الأُدْم الخل"[4] ترجمه: سرکه بهترین خورش است.

5.     و در هنگام غذا خوردن صحبت می کردند، مانند سخن گفتنشان از سرکه که حدیثش بیان شد. و در جایی دیگر به عمر بن ابی سلمه که با وی غذا می خوردند فرمود: "سمِّ الله وكُلْ مما یلیك"[5] ترجمه: بسم الله بگو و از جلو خودت بخور.

6.     و همچنین به مهمانانش بیش از چندین بار به غذا خوردن تعارف می کردند. همان طور که اهل سخا و کرم این کار را انجام می دهند. این عمل وی را  ابو هریره رضی الله عنه در داستان خوردن شیر در خانه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند[6]، که وی چندین بار به او فرمود: "بنوش، بنوش" تا جایی که ابو هریره رضی الله عنه گفت: سوگند به کسی که تو را به حق فرستاده است دیگر جایی برای نوشیدن ندارم.

7.     اگر در نزد کسی غذایی می خورد از نزد آنان بیرون نمی آمد مگر اینکه برایشان دعای خیر می نمود. زمانی که عبدالله بن بسر رضی الله عنه ایشان را به خانه اش دعوت کرد، رسول الله فرمود: "اللهم بارك لهم فیما رزقتهم، واغفر لهم، وارحمهم"[7] ترجمه: بارالها! به آنان در آنچه که روزی داده ای برکت قرار ده، و آنان را ببخش، و به آنان رحم کن.

8.     دستور می داد که با دست راست غذا خورده شود، و از خوردن غذا با دست چپ نهی می کرد. فرمودند: "إن الشیطان یأكل بشماله ویشرب بشماله"[8] ترجمه: شیطان با دست چپش می خورد و با دست چپش می نوشد.

این حدیث دال بر این است که خوردن با دست چپ حرام است، و این حکم صحیح است. زیرا این کار را یا شیطان انجام می دهد یا کسی که مانند شیطان است.

و همچنین وارد شده که مردی در نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم با دست چپش غذا خورد، رسول الله فرمود: "كل بیمینك" با دست راستت بخور. گفت: نمی توانم. فرمودند: "لا، استطعت"[9] یعنی ناتوان شوی. – ذکر شده که وی به دلیل تکبر، این جمله را به زبان آورد - راوی می گوید: بعد از آن، آن مرد نتوانست دستش را به دهانش ببرد.

پس اگر این کار جائز بود وی آن شخص را امر به خوردن با دست راست نمی کرد، و تکبرش باعث شد که وی دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم را انجام ندهد، پس این گناهش بیشتر بود و مستحق بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر علیه وی دعا کند.[10]

9.     و همچنین به کسانی که در نزد وی آمدن و گفتند که سیر نمی شوند، دستور داد: "أن یجتمعوا على طعامهم، ولا یتفرقوا وأن یذكروا اسم الله علیه یبارك لهم فیه"[11] ترجمه: در هنگام غذا خوردن یکجا جمع شوند، و از یکدیگر جدا نشوند، اسم الله را بر آن به زبان آورند تا آن را برایشان با برکت گرداند.

10. همچنین فرموند: "لا آكل متكئاً"[12] ترجمه: من درحالت تکیه دادن، غذا نمی خورم.

11. با سه انگشتش غذا می خورد، و گفته شده که این بهتر از خوردن غذا با چیز دیگر است.[13] الله اعلم.


[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
 اقدام به هرکار و تلاش مهم و صادقانه در راستای اصلاح فرد و جامعه در پرتو تعالیم تعـالی بخش اسلام، نیـازمند تعیـین اولویت ها و مهـمترین هاست ، تا مبلغ مخلص با چشمیبازو معرفت مطلوب در مسیر راهیان راه ایمان و داعیان دعوت حق گام بردارد.

نهضت بیداری اسلامی نیز با توجه به عـمق مسئولـیت ها و گـستردگی زمیـنه فعالیت در جهت تعمیق ارزشهای ایمانی و تحقق « توحید وتقوا وعدالت وحریت» در گستره ی حـیات بـشریت، بیـش از پیـش نیازمند تعیین اولویت ها و محورهای مهم ومهمتر اندیشه و عمل بوده و براین باور است که، اهـمال آنهـاسبـب سردرگمی و به هرز رفتن توانها و استعدادها خواهد گردید.

ایـنک مواردی بـیست گانه را که بسان منشور ودستورالعملی است، به صاحبان رسالت در میدان دعوت اسلامی به صورت بسـیار خلاصهارائه می نماییم، به این امید که مورد توجه مبلغین وداعیان حکیم وموعظه گران مخلص قرار بگیرد. انشاءالله

1- به جای پرداختن به« فروع و جزئیات» اهتمام به «اصول و کلیّات»

2- به جای توجه بیش از حد به «نوافل و مستحبات » اولویت دادن به « فرائض و واجبات.»

3- به جای مشغول شدن به امور« اختلاف و نزاع» برانگیز، اولویت دادن به موارد « اتحاد و وفاق»آمیز.

4- به جای اهتمام بیش از حد به « شکل و ظاهر» رفتار ، توجه بیشتر به « معنی و ماهّیت»کردار

5- پرهیز از « افراط و تفریط» و روی آوردن به « اعتدال » و میانه روی.

6- دوری از سختگیری و« ایجاد نفرت» و اهتمام به آسانگیری و« تعمیق الفت»

7- گریزاز تنگ نظری و« تقلید» و روی آوردن صاحبان اهلیت به « اجتهاد و تجدید»


8- به جای پرداختن به « مباحثات ذهنی» توجه به« کار و فداکاری»

9- پرهیز از« احساسات» و عکس العمل گرایی واهتمام به «تفکر» و برنامه ریزی .

10- دوری از«تعصب و تند روی» در مورد دیگرانوتوجه به«تحمل وکنار آمدن» با آنان.

11- روی گردانی از« تحریک احساسات» و اولویتدادن به « تعلیم و تربیت».

12- فرود آمدن از آسمان «خیالات»، به سرزمین« واقعیات »

13- بجای توجه بیش از حد به « کمیّت» ، اولویت دادن به « کیفیّت»

14- دوری از «تکبر» و انانیت والتزام به« تواضع» و اخوت.

15- به جای افتخاربیش از حد به « گذشته»، روی آوردن به عمل و برنامه ریزی برای «حال و آینده»

16- به جای پرداختن به مسائل صرفاً « سیاسی» اولویت دادن به کار و خدمات « فرهنگی و اجتماعی»

17- گریز از « اختلافات» نزاع برانگیز و توجه به « انتقادات» سازنده و صادقانه و الفت آمیز.

18-« محبت با اهل ایمان» و جهاد همه جانبه و«قاطعیت علیه دشمنان».

19- رهایی از تنگ نظری اندیشه های « محلی و منطقه ای» و اهتمام به رسالت «جهانی» بیداری اسلامی

20- تلاش برای نجات از بیماری « اعجاب به نفس » و اهتمام به « محاسبه ی نفس».

منبع: کتاب اولویات عبد العزیز سلیمی


[ جمعه 15 آبان 1394 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ اکبر عبدی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




Pichak go Up

Online User

تعبیر خواب آنلاین